.jpg)
«جعفر» از فرزندان حضرت هادي عليه السلام معروف به «ابوالکراين» از مدعيان امامت بود. وي پس از شهادت برادرش امام حسن عسکري عليه السلام، دعوي امامت کرد و از اين رو به کذّاب (دروغگو) شهرت يافت.بدون شک انحراف جعفر از خط پدران معصومش، نه به علت اهمال پدر در تربيت وي بود و نه به جهت محيطي که در آن زندگي ميکرد! اين انحراف به علت همنشيني با بدکاران و منحرفان براي وي به وجود آمد و شکي نيست همنشين در انسان تأثير فراواني دارد.اوج انحرافات جعفر پس از شهادت امام حسن عسکري عليه السلام صورت گرفت.
ادعای امامت
جعفر بعد از شهادت امام حسن عسکری و براي رسيدن به اين هدف خود، نقشه هايي کشيد.
اوّل خود را در معرض تسليت گويي مردم و تبريک بر امامت خود قرار داد.
دوم خود را آماده اقامه نماز بر جنازه برادرش کرد تا بلکه از اين راه منصب رسمي (امامت) را به چنگ آورد.
نقشه ديگر اين بود که دست به دامن دولت شد تا دولت او را به جاي برادرش گذاشته و زعامت شيعيان را به وي واگذار نمايد!
اما در تمام اين نقشهها شکست خورد و جز رسوايي، چيزي به دست نياورد.
![]()

هر سال
بعداز محرم وصفر که میشه ،
به یاد سخنرانی حاج آقا امینی ، می افتم
که خطاب به مردم فرمود که
کبوتر بازها وقتی یه کبوتر از بازار می خرند ،
چند روزی بال و پرش رو می بندند ،
روی پشت بام خو نه بهش آب و دانه میدن ،
بعد چند روز
بال و پرش رو باز می کنند ، و پروازش میدن،
اگه اون کبوتر رفت و مجددأ برگشت روی همون پشت بام نشست ،
میگن هنر داره و رگه داره ، اما اگه برنگشت و رفت ،
روی پشت بام کس دیگه ای نشست ،
میگن بی هنر وبی رگ بود !
![]()

حلول ماه ربیع الاول مبارک باد
آغازربیع وبرکات است امشب
پایان صفر؛أخذ برات است امشب
دادیم بشارت ب نبی باصلوات
زیرا که بهارصلوات است امشب

فرارسیدن
، ماه شادی و شادمانی برای شیعیان را
به شما محب اهل بیت (ع) تبریک عرض می کنم

حضرت محمد (ص) فرمودند:
هر کس حلول ماه ربیع را به من خبر دهد، من بهشت را به او مژده خواهم داد.
حلول ماه ربیع بر شما مبارک

بشارت باد بر شما اتمام ماه صفر و حلول ماه ربیع الاول،
ماه شادمانی و سرور اهلبیت (ع) و پیروانشان مبارک باد.

در ربیع الاول،این ماه خجسته، نسیم سحری جان مایه عشق را به گستره خاکیان می فرستد.
جوانه های تبسم لب ها را شاداب از طراوت تغزلی دیگر کرده و
همگی قدوم نوزادی را که سبب آفرینش است تبریک می گویند
که یا محمّد! به جمع خاکیان دوستدارت خوش آمدی!
حلول ماه ربیع الاول، ماه جشن و سرور اهل بیت(ع) مبارک باد.


«سيّد احمد کسروي»، دانشمند و مورّخ و زبانشناس ايراني، در سال 1269 هـ ش در تبريز متولّد و در سال 1324 هـ ش در تهران به دست برادران امامي (از فدائيان اسلام) به ضربت خنجر به قتل رسيد. («فرهنگ فارسي معين»، ج 6، ص 1577)
او مردي تند خو و نسبت به روحانيّون سخت دشمن بوده تا جائيکه پارا فراتر نهاد و گستاخي به ساخت مقدّس ائمه اطهار عليهم السلام حتّي شخص پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلّم نمود؛ و جسارتها به مذهب شيعه و اعتقاد به امامت مهدي موعود (عج) و غيبت آن حضرت نمود.
او در يکي از کتابهايش مي نويسد: «عثمان بن سعيد، محمد بن عثمان، حسين بن روح و ابوالحسن سيمري، که ادّعاي نيابت امام ناپيدا کرده اند، افرادي گمنام بوده، و کسي آنها را نمي شناخته و خواسته اند؛ از اين راه به رياست برسند، و نيابت آنها و شخص امام ناپيدا دروغ بوده است». («مهدي موعود»، پاورقي ص 696)

کوه رضوی، نام کوهی است در هفت فرسخی مدینه، نزدیک شهر ینبع. این کوه به عنوان یکی از پناهگاههای حضرت مهدی(ع) در روایات مطرح شده است. پس از آن که حضرت مهدی علیه السلام از مدینه خارج میشود و توسط سپاه سفیانی تحت تعقیب قرار میگیرد، برای مدتی در اختفا به سر می برد. از امام سجاد علیه السلام روایت شده که حضرت مهدی علیه السلام در راه مدینه به مکه، با جبرئیل برخورد میکند و همراه او به کوه رضوی میرود.
اختفای حضرت مهدی علیه السلام، پانزده روز به طول میانجامد، زیرا در این مدت، امام نفس زکیه را برای دعوت مردم مکه به مسجدالحرام اعزام میکند، ولی نفس زکیه به شهادت میرسد. پانزده روز بعد، خود امام وارد مسجد الحرام میشود. امام صادق عليه السّلام از «کوه رضوي» بحث کرده، در پايان مي فرمايد:«از هر درخت ميوه در آن هست، و چه پناهگاه خوبي است براي شخص خائف، وه چه پناهگاه خوبي، صاحب اين امر را در آن دو غيبت است، يکي کوتاه و ديگري طولاني.»
در دعاي ندبه هم مي خوانيم:
«لَيْتَ شِعْري أيْنَ اسْتَقَرَّت بِکَ النّوي بَل أيُّ أرْضٍ تُُقِلُّکَ أوْ ثَري أبِرَضْوي أوْ غَيْرَها أمْ ذي طُوي
: کاش مي دانستم که کجا دلها به ظهور و آرام و قرار خواهد يافت، در کدامين سرزمين اقامت داري؟ در سرزمين «رضوي» يا غير آن؟ يا در ديار «ذي طوي» متمکّن گرديده اي؟
منابع:
بحارالانوار، ج 52، ص 213، حدیث 65. ص 306 ص 79
بحار الانوار 52 / 306 حدیث 79
«بحار الانوار»، ج 52، ص 153 و «الغيبة»، نعماني، ص 163)
.gif)

مسجد جمکران، در 6 کيلومتري شهر مقدّس قم به طرف جادّه کاشان واقع شده است. اين مکانِ با عظمت، تحت توجّهات و عنايات خاصّه حضرت بقيّة الله (عج) قرار دارد و خود آن حضرت از شيعيانشان خواسته اند که به اين مکان شريف روي آورند.
درباره تاريخچه مسجد جمکران، شيخ حسن بن مثله جمکراني مي گويد: من شب سه شنبه، هفدهم ماه مبارک رمضان سال 393 ه.ق در خانه خود خوابيده بودم که ناگاه، جماعتي از مردم به در خانه من آمدند و مرا از خواب بيدار کردند و گفتند برخيز و طلب امام مهدي (عج) را اجابت کن که تو را مي خواند.
آنها مرا به محلّي که اکنون مسجد (جمکران) است آوردند. چون نيک نگاه کردم، تختي ديدم که فرشي نيکو بر آن تخت گسترده شده و جواني سي ساله بر آن تخت، تکيه بر بالش کرده و پيري هم پيش او نشسته است، آن پير حضرت خضر عليه السّلام بود.
پس آن پير مرا بنشاند.


«شرايط ظهور»؛ يعني، زمينه هايي که امکان تحقق ظهور امام عصرعليه السلام را فراهم ميآورد و آن را امري منطقي و لازم مي نماياند.
شرايط ظهور امام عصرعليه السلام به طور کامل براي ما روشن نيست. بخشي از بنياديترين آنها عبارت است از:
1. وجود برنامه و طرحي متعالي که بتواند با ساختار درست، عدل واقعي را در جهان بر پا سازد و سعادت و کمال آدميان را به ارمغان آورد.
2. وجود رهبر و هدايتگري بزرگ، شايسته و معصوم که از سوي خداوند منصوب شده است.
3. وجود گروهي از انسانهاي پاک دل و فداکار که در اوج تقوا به سر ميبرند و براي دفاع همه جانبه از برنامه امام معصوم عليه السلام آمادگي دارند.
شرط نخست با بعثت پيامبر خاتم صلي الله عليه وآله محقق شد.
شرط دوم نيز با تولد فرزند امام عسکري عليه السلام در سال 255 ه . تحقق يافت.
آنچه تا کنون به وقوع نپيوسته
شرط سوم است. براي تحقق اين شرط بايد تلاش کرد و در جهت تربيت نفوس خويش و ديگران کوشيد.
امام جوادعليه السلام در اين باره فرمود: «و از اصحابش 313 تن به اندازه اصحاب بدر از دورترين نقاط زمين به گرد او فراهم آيند و اين همان قول خداوند است که فرمود: «أَيْنَ ما تَکُونُوا يَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَميعًا إِنَّ اللَّهَ عَلي کُلِّ شَيْءٍ قَديرٌ» [3] و چون اين تعداد از اهل اخلاص به گرد او فراهمآيند، خداوند امرش را ظاهر سازد و چون عقد - عبارت از ده هزار نفر باشد - کامل شد به اذن خداي تعالي قيام کند». {1] .
[1] کمالالدين، ج 2، باب 37، ح 2.
[3] بقره (2)، آيه 148

ده فرمان علی بن موسی الرضا علیه السلام
فرمان اول:
در خوشحال کردن مردم بسیار بکوشید تا در قیامت خدا خوشحال تان کند.
فرمان دوم:
تا می توانید سکوت اختیار کنید که سکوت موجب محبت می شود و راهنمای هر خیری است.
فرمان سوم:
در خواندن سوره حمد استمرار بورزید که جمیع خیردرامور دنیا و آخرت درآن گرد آمده است.
فرمان چهارم:
به روزی اندک خدا راضی باشید تا خدا نیز از عمل کم شما راضی باشد.
فرمان پنجم:
در برقرار کردن صله رحم ثابت قدم باشید که بهترین نوع آن خودداری از آزار خویشاوندان است.
فرمان ششم:
به کسی که از خدا نمی ترسد امید نداشته باشید که نه تعهد دارد، نه نجابت و نه کرم.
فرمان هفتم:
بسیار احسان کنید که خداوند در قیامت یک نصفه خرما را مانند کوه احد بزرگ می کند.
فرمان هشتم:
حق الناس را رعایت کنید که دوستی محمدوآل محمد بدون آن پذیرفته نیست.
فرمان نهم:
ازبخششی که زیانش برای تو بیش از سودی است که به دیگران میرسد، حذر کن.
فرمان دهم:
بسیارمراقب کردار خودباشید تا مورد تهمت واتهام قرار نگیرید،که در آن صورت حق ملامت ندارید.
السلام علیک یاعلی ابن موسی الرضا

شهادت شمس الشموس خورشید طوس مولا علی بن موسی الرضا (ع) تسلیت
آسمان خورد زمین عرش برین خورد زمین
وسط کوچه همینکه بدنت لرزه گرفت
ناگهان بال و پر روح الامین خورد زمین
این چه زهری است که داری به خودت می پیچی
گاه پشت کمرت گاه جبین خورد زمین
از سر تو چه بگوییم؟ روی خاک افتاد
از تن تو چه بگوییم؟ همین ... خورد زمین
دگرت نیست توان تا که ز جا برخیزی
ای که با تو همه ی دین مبین خورد زمین
داشت می مرد اباصلت که چندین دفعه
دید مولاش چه بی یار و معین خورد زمین
زهر اول اثرش بر جگر مسموم است
پهلویت سوخت که زانوت چنین خورد زمین
پسرت تا ز مدینه به کنار تو رسید
طاقتش کم شد و گریان و حزین خورد زمین
به زمین خوردن و خاکی شدنت موروثی است
جد تشنه لبت از عرشه ی زین خورد زمین

شهادت امام رضا علیه السلام از زبان اباصلت هروی
اباصلت هروی می گوید:
من در خدمت حضرت رضا علیه السلام بودم. به من فرمود:« ای اباصلت! داخل این قبّه ای که قبر هارون است، برو و از چهار طرف آن کمی خاک بردار و بیاور.»
من رفتم و خاک ها را آوردم.
امام خاکها را بویید و فرمود:« میخواهند مرا پشت سر هارون دفن کنند، ولی در آنجا سنگی ظاهر می شود که اگر همه کلنگهای خراسان را بیاورند، نمی توانند آن را بکَنند.» و این سخن را در مورد بالای سر و پایین پای هارون فرمود.
بعد وقتی خاک پیش روی هارون یعنی طرف قبله هارون را بویید، فرمود:« این خاک، جایگاه قبر من است. ای اباصلت، وقتی قبر من ظاهر شد، رطوبتی پیدا می شود.
![]()