
پرهيز از افراط و تفريط:
امام زمام (عج) در توقيعي مي فرمايند:
«تقوا پيشه کنيد، تسليم ما باشيد و کار را به ما واگذاريد که بر ماست شما را از سرچشمه سيراب بيرون آوريم چنانکه بردن شما به سرچشمه از سوي ما بود ... به سمت راست ميل نکنيد و به سوي چپ نيز منحرف نشويد.» (1)

توجه به آن حضرت همراه با محبت
امام زمان (ع) در توقيع شريفي خطاب به شيعيان مي فرمايند: «توجه خود را همراه با محبت و دوستي به سوي ما قرار دهيد و در مسير دستورات روشن و قطعي دين حرکت کنيد که همانا من براي شما خيرخواهي مي کنم و خداوند گواه است بر من و شما و اگر نبود علاقه ما به نيکو بودن شما و رحمت و مهربانيمان بر شما، به سخن گفتن با شما نمي پرداختيم.»(2)
(1) بحارالانوار ، ج 52 ، ص179
(2) بحارالانوار ، ج53، ص179


امروز وجود مقدّس حضرت حجّت ارواحنافداه در ميان انسانهاى روى زمين، منبع بركت، منبع علم، منبع درخشندگى، زيبايى و همه خيرات است. چشمهاى ناقابل و تيره ما آن چهرهى ملكوتى را از نزديك نمى بیند؛ اما او مثل خورشيدى درخشان است، با دلها مرتبط و با روحها و باطن ها متّصل است و براى انسانى كه داراى معرفت باشد، موهبتى از اين برتر نيست كه احساس كند ولىّ خدا، امام برحق، عبد صالح، بنده برگزيده در ميان همه بندگان عالم و مخاطب به خطاب خلافت الهى در زمين، با او و در كنار اوست؛ او را مى بیند و با او مرتبط است.
فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمهی شعبان در مصلای تهران


دورانى خواهد رسيد كه قدرت قاهرى حق،
همه قله هاى فساد و ظلم را از بين خواهد برد
و چشم انداز زندگى بشر را با نور عدالت منور خواهد كرد؛
معناى انتظار دوران امام زمان اين است.


كسى كه در انتظار آن مصلح بزرگ است،
بايد در خود زمينه هاى صلاح را آماده كند
و كارى كند كه بتواند براى تحقق صلاح بايستد.


ماندن، سنگ بودن است و رفتن، رود بودن .
بنگر که سنگ بودن به کجا می رسد جز خاک شدن ،
و رود بودن به کجا می رود جز دریا شدن ...

در بازی زندگی,
یاد می گیری,
اعتماد به حرفهای قشنگ بدون پشتوانه,
مثل آویختن به طنابی پوسیده ست....
![]()

![]()

![]()
یاد می گیری,
نزدیک ترین ها به تو گاهی می توانند دورترین ها باشند....
![]()

![]()

![]()
ياد مى گيرى که باید آنقدر از خودت برای روز مبادا پس انداز داشته باشی تا بتوانی یک روزی تمام خودت را بغل کنی و راه بیفتی بروی ...
و در جایی که شنیده و فهمیده نمی شوی نمانی...
![]()

برای آمدنت انتظار کافی نیست
دعا و اشک ودلی بی قراکافی نیست
تمامی هر چه شراب است غیرچشمانت
برای مستی چشمی خمار کافی نیست


از جمله خصائص صاحب العصر (عج) همراه داشتن «مصحف امير المؤمنين عليه السّلام» است.
قرآني که امام زمان (عج) مي آورد و به مردم تعليم مي دهد با قرآن فعلي اين تفاوت را دارد که آن قرآن توسّط مولاي متّقيان امير المؤمنين به همان نحو که در مدّت 23 سال نازل گرديده، جمع آوري شده است، ولي هيچکدام از لحاظ کلام الهي کم و کاستي ندارد. قرآن فعلي جمع آوري «عثمان بن عفّان» است.
امام علي آن مصحف را بر صحابه عرضه نمود، آنان نپذيرفتند، پس آن حضرت آن را مخفي نمود و تا کنون به حال خود باقي است و زماني به دست حضرت مهدي (عج) ظاهر خواهد شد و مردم مأمور مي شوند که آن را بخوانند و حفظ نمايند و به خاطر اختلاف ترتيب که با مصحف فعلي دارد، حفظ آن از تکاليف مشکل مکلّفان خواهد بود.
(«نجم الثّاقب»، باب دوّم، ص 119)

در روايات آمده است که حضرت مهدي (عج) جميع اوصاف و ويژگي هاي پيامبران گذشته خود را خواهد داشت. امام سجّاد عليه السّلام در ضمن حديثي چند نشانه را بيان مي کند:
«قائم ما داراي نشانه هايي از شش پيامبر است:
1-نشانه اي از حضرت نوح عليه السّلام طول عمر
2-نشانه اي از حضرت ابراهيم عليه السّلام مخفي بودن محلّ ولادتش
3-نشانه اي از حضرت عيسي عليه السّلام اختلاف رأي مردم درباره اش، و اعتزال او از مردم
4-نشانه اي از حضرت موسي عليه السّلام ترس از دشمن و غيبت، که حضرت موسي عليه السّلام از ترس فرعونيان از مصر به مَدْين رفت و مدّتي مخفي بود
5-نشانه اي از حضرت ايّوب عليه السّلام گشايش و پيروزي پس از بليّات و گرفتاري
6-نشانه اي از رسول خدا صلّي الله عليه و آله قيام به شمشير
7-و در بعضي از روايات نشانه اي از حضرت يوسف عليه السّلام نيز ذکر شده و آن زندان است.شايد منظور دوري او از دوستانش است که به منزله زنداني بودن اوست .
(«اعلام الوري»، ص 402 و 403)
.gif)


سيّد علي محمّد شيرازي معروف به «باب»
فرزند سيد محمّد رضاي بزّاز در سال 1235 هـ. ق در شيراز متولّد شد. او چندين بار سرِ درس سيّد کاظم رشتي، شاگرد شيخ احمد احسايي، (که خود در ادّعاهاي عجيب و غريب مهارتي بسزا داشت و يک دسته از طلّاب افراطي در درس وي اجتماع مي کردند) حاضر شد و مورد توجّه او قرار گرفت. پس از فوت سيّد کاظم، مورد توجّه عدّه اي از شاگردان او گرديد. در سن 25 سالگي (1260 هـ. ق) تحوّلي در فکر او ايجاد شد و نخست دعوي «بابيّت» و سپس دعوي «مهدويّت» کرد. از اين به بعد به «علي محمّد باب» يا «سيّد باب» مشهور گشت. او مردم را پنهاني به ارادت خويش دعوت مي نمود و مي گفت: «من باب الله هستم وَ أتُواْ الَبُيُوتَ مِنْ اَبْوابِها (بقره/189) : و از در خانه ها وارد شويد».
