در بازی زندگی یاد میگیری...

 

در بازی زندگی,
یاد می گیری,
اعتماد به حرفهای قشنگ بدون پشتوانه,
مثل آویختن به طنابی پوسیده ست....



یاد می گیری,
نزدیک ترین ها به تو گاهی می توانند دورترین ها باشند....


ياد مى گيرى که باید آنقدر از خودت برای روز مبادا پس انداز داشته باشی تا بتوانی یک روزی تمام خودت را بغل کنی و راه بیفتی بروی ...
و در جایی که شنیده و فهمیده نمی شوی نمانی...




یاد می گیری,
دیوار خوب ست ,
سایه درخت مطلوب است,
اما هیچ تکیه گاهی ابدی نیست ....



یاد می گیری,
بره نباشی که گرگ می شوند به جانت ,
ياد مى گيرى که چگونه چینی احساست را بند بزنی و خیاط خوبی شوی برای دلت ....
امید را هر شب به جا رختی تردید بیاویزى و صبح به تن کنى تا نشکنی و برای خودت بمانی ....



یاد می گیری,
کم کم خودت را دوست داشته باشی
که سرمایه گرانبهای هر آدمی,
تنها خودش هست....



یاد می گیری,
نزدیک ترین ها به تو گاهی می توانند دورترین ها باشند....



یاد می گیری,
کم کم خودت را دوست داشته باشی
که سرمایه گرانبهای هر آدمی,
تنها خودش هست...

[ جمعه 05 دی 1393 ] [ 13:48 ] [ yaranemonji ] [ بازدید : 1163 ] [ نظرات (1) ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
پدیده چت .دات کام 00:11 - دوشنبه 08 دی 1404
سلام خوبی؟تازه رومم رو ساختم به مدیر نیاز دارم و همکار لطفا بیایhttp://www.padidehchat.com



تبادل لینگ هم میکنم

آخرین مطالب
شروعی دوباره (جمعه 05 تیر 1405)
فطرس (جمعه 05 تیر 1405)
مولا (جمعه 05 تیر 1405)
یا فارس الحجاز... (جمعه 05 تیر 1405)
یا... (جمعه 05 تیر 1405)
یارِ مستضعفان (جمعه 05 تیر 1405)
خورشید پشت ابر (جمعه 05 تیر 1405)
ای مسیح من... (جمعه 05 تیر 1405)
یاصاحب الزمان... (جمعه 05 تیر 1405)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران