
در بازی زندگی,
یاد می گیری,
اعتماد به حرفهای قشنگ بدون پشتوانه,
مثل آویختن به طنابی پوسیده ست....
![]()

![]()

![]()
یاد می گیری,
نزدیک ترین ها به تو گاهی می توانند دورترین ها باشند....
![]()

![]()

![]()
ياد مى گيرى که باید آنقدر از خودت برای روز مبادا پس انداز داشته باشی تا بتوانی یک روزی تمام خودت را بغل کنی و راه بیفتی بروی ...
و در جایی که شنیده و فهمیده نمی شوی نمانی...
![]()
یاد می گیری,
دیوار خوب ست ,
سایه درخت مطلوب است,
اما هیچ تکیه گاهی ابدی نیست ....
![]()
![]()

یاد می گیری,
بره نباشی که گرگ می شوند به جانت ,
ياد مى گيرى که چگونه چینی احساست را بند بزنی و خیاط خوبی شوی برای دلت ....
امید را هر شب به جا رختی تردید بیاویزى و صبح به تن کنى تا نشکنی و برای خودت بمانی ....
![]()

![]()

![]()
یاد می گیری,
کم کم خودت را دوست داشته باشی
که سرمایه گرانبهای هر آدمی,
تنها خودش هست....
![]()

![]()

![]()
یاد می گیری,
نزدیک ترین ها به تو گاهی می توانند دورترین ها باشند....
![]()

![]()

یاد می گیری,
کم کم خودت را دوست داشته باشی
که سرمایه گرانبهای هر آدمی,
تنها خودش هست...
![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()
تبادل لینگ هم میکنم