![]()
1- آیا ما مجاز به رجوع به دعا نویسها هستیم؟
2- آیا اگر کسی برای ما دعا بگیرد بر زندگی ما اثر میگذارد؟
3- چگونه میتوان سحر را بی اثر کرد؟

آواتار
در فیلم پرفروش و موفق آواتار به کارگردانی جیمز کامرون، نمادها و مضامین مختلفی نهفته است که از آیین هندو، خدایان چین و عرفان شرقی تا اهداف ماسونی اربابان یهودی هالیوود در آن وجود دارد ؛ اما در اینجا نکته ای که ما قصد داریم در بررسی آن به نتیجه ای مشترک در جریانی هالیوودی برسیم، تحلیلی بر شخصیت های آواتار فیلم است که به رنگ آبی در فیلم نشان داده شده اند.
فیلمساز در استفاده از نماد (بلو جن، جن آبی) در فیلم، بسیار آگاهانه سود جسته.
بقیه در ادامه مطلب

جنی (غول چراغ جادو)
یکی از شخصیت های بسیار محبوب در دنیای انیمیشن های دیزینی، «جنی» غول آبی چراغ جادو است که گویی تفاوت هایی با سایر غول های چراغ جادو در سینما دارد، او نه ترسناک است، نه خطرساز، نه سختگیر و نه حتی آنقدرها اهل جادو! (حداقل آنطور که به نظر می رسد) جنی که نام و جوهره اش وظیفه او را به دوش می کشد، در این انیمیشن موجودی بسیار شادزی و سرخوش است، و مهم تر آنکه صادق ترین فردی است که با علائدین در تعامل است و از همین رو، نه به عنوان یک غول حلقه به گوش، بلکه به عنوان یک دوست از نوع رفاقت های آمریکایی اش حکم یک مشاور و استراتژیست را برای علاءالدین دارد.
بقیه در ادامه مطلب

خدایــــــــــــــــــــــــــــا...
مـــــــــن، نه یعقوبم!
و نه اینجا کنعان است!
پس چگونه بگویم:
" یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور"
نه نوحم!
که به عمر هزاران ساله خوددلخوش باشم!
و بگویم:
" پایان شب سیه سپید است...
نه ایوبم!
که آنقدرها صبر کنم و به خود نهیب بزنم!
" گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی..
مـــــــــن انسانم،
ضعیفم،
شکسته ام،
تنهایم...
خدایا به من یک لبخند بزن...!

میدانم در پایان آن شب ظلمانی که تو از راه میرسی، دنیا به اعجاز شکوه و عظمتت، تعظیم میکند...
انگشت سخاوتت، بشر را به تحیر وا میدارد...
فصل رهایی کبوترهای در قفس از راه میرسد...
صدای شکستن زنجیر غلامان، گوش جان را خواهد نواخت...
و بی تردید در سرزمین دل بی پناهان، دگر باره عشق، اقامه خواهد شد، یا صاحب الزمان...
و خدا کند که من اینک در استقبال و مقدمه آن روز، با آغوشی گشاده از گل شب بوی توبه و ترک گناه در انتظار تو ایستاده باشم....!!
بسم الله الرحمن الرحیم
دلم مے خواهد آرام صدایت کنم:
"اللهم یا شاهد کل نجوے"
و بگـــــویم تو خود آرامـــشے
و من خود خود بیقرار...
خدایا!
خرابت میشوم
مرا هر گــــونه که می خـــواهی بســاز...
"الهــــی و ربـــــی من لــــی غیرک"

داستانی خواندنی
شیخ احمد جامى، عالم اهل تسنن بر بالاى منبر گفت: مردم هر چه میخواهيد از من بپرسيد. زنى فرياد زد: اى مرد! ادعاى بيهوده نكن! خداوند رسوايت خواهد كرد.هيچ كس جز امیرالمومنین علی علیه السلام نمى تواند بگويد كه پاسخ تمام سؤالات را میداند. شيخ گفت: اگر سؤالى دارى بپرس ! زن گفت: مورچه اى كه بر سر راه سليمان نبى آمد، نر بود يا ماده ؟
شيخ گفت: سؤال ديگرى نداشتى؟ اين ديگر چه سؤالى است؟ من كه نبوده ام ببينم نر بوده يا ماده. زن گفت: نيازى نبود آنجا باشى. اگر با قرآن آشنايى داشتى میدانستى. در سوره نمل آمده كه "قالت نمله" مشخص میشود مورچه ماده بوده. مردم به جهل شيخ و زيركى زن خنديدند. شيخ(از روی عصبانیت) گفت: اى زن آيا با اجازه شوهرت در اينجا هستی يا بدون اجازه؟ اگر با اجازه آمده اى كه خدا شوهرت را لعن كند و اگر بى اجازه آمده ای، خدا خودت را لعن كند. زن گفت: ای شیخ بگو بدانیم آيا ام المؤمنین عايشه با اجازه پيامبر به جنگ جمل مقابل امیرالمومنین (علیه السلام) رفته بود و يا بدون اجازه؟
شيخ بيچاره نتوانست جواب گويد...
الغدیر علامه امینی. ج 11

مهدی جان ...
موکول میکنم گله هجر تو را به بعد ...
امروز حال مادرتان روبراه نیست
![]()
یا بن الحسن
صبح جمعه نالهام أین معزُّ الاولیاست
میزنم تو را صدا، متی ترانا و نراک
نیمههای دل شب کنار دیوار بقیع
دهم آهسته ندا، متی ترانا و نراک
میزند تو را صدا از سر نیزهها هنوز
سر از بدن جدا، متی ترانا و نراک
چه شود ببینمت کنار بین الحرمین
سر و جان کنم فدا، متی ترانا و نراک
زخم قلب پسر فاطمه را مرهم نیست
بی ظهورت اَبدا، متی ترانا و نراک
چه شود از گل رویت بدهی یک صدقه
سر راهی به گدا، متی ترانا و نراک
چهره بگشا و ز آینه ی خونین دلم
زنگ محنت بزدا، متی ترانا و نراک
غلامرضا سازگار

آنچه را نمی دانی مگو،
بلکه هر آنچه را که می دانی نیز اظهار مکن!
امام علی (ع)