
اسمورف ها از تولد تا کنون
در سال ۱۹۵۸کاراکترهای بامزه ای توسط یک طراح بلژیکی در داستان های کمیک استریپ خلق شدند که نامشان را اسمورف گذاشتند. پس از درگذشت خالق این کوتوله ها پسر او داستانک های مصور آنها را ادامه داد تا اکنون که با گذشت بیش از نیم قرن، این کوتوله های آبی رنگ به نام اسمورف ها در تمام جهان شناخته شده اند و خیل عظیمی از کودکان دیروز و امروز (به واسطه ی سری سه بعدی آنها) جزو طرفداران آنها هستند و تولیدات مختلفی اعم از انیمیشن دو بعدی و سه بعدی، فیلم سینمایی در دو نسخه که به زودی سری سوم آن هم ساخته می شود، تولید و پخش شده اند.
بقیه در ادامه مطلب

دیگر نمی گویم بیــــــا…
هر جا نبودنت را درک کرده ام! جایی نبوده مگر ردی از
گناه من راه بودن تــــو را مسدودکرده…
می گویند: هزار و صد هفتاد و نه سال است که مردی در انتظار
۳۱۳ مرد است…ما را ببخش که، آنقدر مرد نشدیم
که نامردی عالم را برداشته…
هنوز هم فقط زبان هایمان میچرخد که بیا …
و دل هایمان همچون کوفیان با تـــــــو نیست…
خط به خط این مثنوی هزار ساله را هزاران نامرد چون من برایت سروده اند…
و هنوز تو ۳۱۳ یار
۳۱۳ جوانمرد را از میانمان نیافتی برای همراهی …
هنوز هم تنهاترین تنهایی، میان تن ها…
پس حالا که مرد نیستیم،همان به که دم از درد نزنیم…

فاطمه روح قیام است، خدا می داند
برترین یار امام است، خدا می داند
فاطمه یك تنه با جبهۀ باطل جنگید
یك علمدار تمام است خدا می داند
گر چه افتاد ز پا، "یا علی"اش ترك نشد
بر لبش ذكر مدام است خدا می داند
او نگهدار خلیل است كه در اوج بلا
آتشش بَرد و سلام است خدا می داند
در جنان جمع اولوالعزم، عنانش دارند
بر درش، خضر غلام است خدا می داند
فاطمه لایَتَناهی ست ولی در ظاهر
محشرش حُسن ختام است خدا می داند
هیئتش باغ بهشت است، نشانش پرچم
عطر سیبش به مشام است خدا می داند
كفوِ مولا علی و ام ابیها زهراست
بر ائمّه همه مام است خدا می داند
هر كه از فاطمیه خطّ ولایت گیرد
هر دو دنیاش به كام است خدا می داند
راه دینداریِ ما از ره زهراست و بس
غیر این راه حرام است خدا می داند
باید اخطار دهی اُردوی دینداران را
در كمین فتنه و دام است خدا می داند
سُست بنیاد شود هر كه نشد زهرایی
بی خِرد مَست مقام است خدا می داند
از جهادی كه ز بیداری اسلام به پاست
نصرت و فتح به كام است خدا می داند
انتظار فرج از فاطمیه باید بُرد
منتظر، اهل قیام است خدا می داند.
![]()
این یک نامه کوتاه به مولای نازنینمان صاحب الامر عج است
ای مولای ما اگر آن روز ما نبودیم تمنا داریم آن هنگام که با لشکریان سعادتمند خود از کنار مزار ما عبور میکنید به آنها بگویید:
زیر این خاکها جماعتی خوابیده اند که نهایت آرزویشان این بود که در میان شما باشند بلکه خدمتگزار شما باشند. و سالها زندگی کردن و برای شما دعا کردن نامشان را نوشتن ...و اشک ریختن ...
روزی اگر ولای تو گردد بلای جان ما میخریم آن بلا به قیمت جان
یا صاحب الزمان..

هر جا که زندگی کنیم و هر لهجه و گویشی داشته باشیم،
یکی از بزرگترین دردسر هایمان آلودگی هواست...
هوا که آلوده باشد هزار مرض و درد لاعلاج با خودش می آورد...
هر جا که زندگی کنیم و هر لهجه و گویشی داشته باشیم،
یکی از بزرگترین دردهایمان نبودن توست...
اصلا اصلیترین درد ما همین است!
ما با یاد تو زنده ایم....
میدانیم که هستی... مثل خورشید پشت ابر
سلام اکسیژن روزگار!
بی تو نفسگیر شدهایم!

مهدی جان دیده به ره نابینا شد بیا
جان از کف دل رها شد بیا...
این دیده نیست، لایق دیدارِ رویِ تو
چشمی دگر بده ، که تماشا کنم تو را ...
السلام علیک یا ابا صالح المهدی
![]()
تو کلاس درس خدا...
اونی که ناشکری می کنه رد میشه؛
اونی که ناله می کنه تجدید میشه؛
اونی که صبر می کنه قبول میشه؛
... اونی که شکر می کنه شاگرد ممتاز میشه؛
منم دعا می کنم همیشه شاگرد ممتاز خدا باشید؛
شما هم دعا کنید تا همه همکلاس باشیم...

موسسه فوق تخصص زییایی الهی؟
بدون هزینه مشاوره، بدون هزینه مواد مصرفی. بدون عوارض جانبی با ماندگاری مادام العمر.
1-برای زیبایی دستها با دستهایتان صدقه بدهید.
2. برای زیبایی صدا قرآن شریف را تلاوت کنید.
3. برای زیبایی چشمها از ترس خدا اشک بریزید.
4. برای زیبایی صورت عادت وضو را اختیار کنید.
5. برای زیبایی دل در دلتان یاد خدا را جای دهید.
6. برای زیبایی اعصاب در بارگاه خدا سجده کنید.
توجه:
برای اثر بخشی بیشتر بهتر است قبلا دل خود را پاک نموده و با مقداری یقین همراه نمایید.

هر پدرى را كه بشارت به ولادت فرزند دادند ، شاد گرديد، جز على بن ابى طالب (علیه السلام) كه ولادت هر يك از اولاد او سبب حزن او گرديد.
در روايت است كه چون حضرت زينب متولد شد ، اميرالمؤ منين (علیه السلام) متوجه به حجره طاهره گرديد ، در آن وقت حسين (علیه السلام) به استقبال پدر شتافت و عرض كرد:
اى پدر بزرگوار ! همانا خداى كردگار خواهرى به من عطا فرموده .
اميرالمؤمنين (علیه السلام) از شنيدن اين سخن بى اختيار اشك از ديده هاى مبارك به رخسار همايونش جارى شد.
چون حسين (علیه السلام) اين حال را از پدر بزرگوارش مشاهده نمود افسرده خاطر گشت . چه ، آمد پدر را بشارت دهد ، بشارت مبدل به مصيبت و سبب حزن و اندوه پدر گرديد، دل مباركش ره درد آمد و اشك از ديده مباركش بر رخسارش جارى گشت و عرض كرد:
بابا فدايت شوم ، من شما را بشارت آوردم شما گريه مى كنيد، سبب چيست و اين گريه بر كيست ؟
على (علیه السلام) حسينش را در برگرفت و نوازش نمود و فرمود:
نور ديده ! زود باشد كه سر اين گريه آشكار و اثرش نمودار شود.
كه اشاره به واقعه كربلا مى كند. همين بشارت را سلمان به پيغمبر داد و آن حضرت هم منقلب گرديد.
چنان كه در بعض كتب است كه حضرت رسالت در مسجد تشريف داشت آن وقت سلمان شرفياب خدمت گرديد و آن سرور را به ولادت آن مظلومه بشارت داد و تهنيت گفت .
آن حضرت بگريست و فرمود:
((اى سلمان جبرييل از جانب خداوند جليل خبر آورد كه اين مولود گرامى مصيبتش غير معدود باشد (قابل شمارش نباشد) تا به آلام(درد و رنج) كربلا مبتلا شود ))
*
ناسخ التواريخ حضرت زينب كبرى (س )، ج 1، ص 45 و 46