
اين روز ها همه به فكر زمين خوردن مادر هستند....
اما كسي به فكر زمين خوردن حرف مادر نيست......
"حجاب"
***یا فاطِمَةَ الزهرا***

فروشنده، تابلوی بزرگی روی دیوار مغازهاش زده که در آن نوشته بود:
جنس فروخته شده پس گرفته میشود!
این را که گفتم یادِ دعای همیشگی مرشد باقر-که روضه خوان سیدالشهداء علیهمالسلام- بود، افتادم! مرشد همیشه میگفت: «خدایا! ما را مُفتَکی بیامرز»!
حضرت امیر علیهالسلام هم در دعای کمیل میفرمایند:
خدایا! لغزش مرا پس بگیر!
![]()

مهدے جان!
هر زمان که مے گوییم"العجل یا مولای یا صاحب الزمان"
زمزمه هایت را میشنوم که میگویے:
صبر کن چشم دلت نیل شود مے آیم
شعر من حضرت هابیل شود مے آیم
قول دادم که بیایم به خدا حرفے نیست
دل به آیینه که تبدیل شود مے آیم
اللهم عجل لولیک الفرج

دوستان بیایید فاطمیه را ارج بنهیم و عید را فاطمی آغاز کنیم.
با سفره های هفت سین فاطمی.
سالی که بهارش قدم فاطمه باشد
صدها برکت از کرم فاطمه باشد
امید که یک مژده ز صدها خبر خوش
پیغام فرج در حرم فاطمه باشد

ﻫﻔﺖ ﺳﯿﻦ ﻓﺎﻃﻤﯿﻪ
می ﺮﺳﺪ ﻋﯿﺪ ﻭ ﺩﻟﻬﺎ ﺷﺎﺩ ﻭﺧﺮﻡ
ﻫﻤﻪ ﺩﺭ ﻓﮑﺮ ﺩﯾﺪﺍﺭﻧﺪ ﺑﺎ ﻫﻢ
ﻫﻤﻪ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﺳﻔﺮﻩ ﺑﭽﯿﻨﻨﺪ
ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﺳﻔﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﻫﻔﺖ ﺳﯿﻨﻨﺪ
ﻣﻨﻢ ﺩﺭ ﺳﻔﺮﻩ ﺩﺍﺭﻡ ﻫﻔﺖ ﺳﯿﻦ ﺭﺍ
ﻭﻟﯽ ﺗﻮﺍَﻡ ﺷﺪﻩ ﺑﺎ ﺩﺍﻍ ﺯﻫﺮﺍ
ﺑﻮﺩ ﺳﯿﻦ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺳﯿﻠﯽ ﮐﯿﻦ
ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ﺳﻨﮕﯿﻦ
ﺑﺒﯿﻦ ﺑﺮ ﺳﻔﺮﻩ ﺳﯿﻦ ﺩﻭﻣﻢ ﺭﺍ
ﮐﻪ ﺳﻮﯾﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﺩﺭ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺯﻫﺮﺍ
ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺳﯿﻦ ﺳﻮﻡ ﺗﺎ ﺑﺴﻮﺯﯼ
ﮐﻪ ﻣﺎﺩﺭ ﺳﻮﺧﺖ ﺑﯿﻦ ﮐﯿﻨﻪ ﺗﻮﺯﯼ
ﺍﺯﯾﻦ ﻣﺎﺗﻢ ﺩﻝ ﺣﯿﺪﺭ ﻏﻤﯿﻦ ﺍﺳﺖ
ﮐﻪ ﺳﯿﻦ ﭼﺎﺭﻣﻢ ﺳﻘﻂ ﺟﻨﯿﻦ ﺍﺳﺖ
ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺳﻔﺮﻩ ﺳﯿﻦ ﭘﻨﺠﻢ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ
ﺳﺮ ﺳﺠﺎﺩﻩ ﺍﺵ ﺯﯾﻨﺐ ﺣﺰﯾﻦ ﺍﺳﺖ
ﺷﺪﻩ ﺳﻔﺮﻩ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺍﺷﮏ ﺷﺒﺎﻧﻪ
ﺷﺸﻢ ﺳﯿﻦ،ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺳﻮﺕ ﻭ ﮐﻮﺭ ﺧﺎﻧﻪ
ﭼﻪ ﮔﻮﯾﻢ ﺍﯼ ﻋﺰﯿﺰ ﺍﺯﺳﯿﻦ ﺁﺧﺮ
ﺑﻮﺩ ﺁﻥ، ﺳﯿﻨﻪ ﯼ ﻣﺠﺮﻭﺡ ﻣﺎﺩﺭ

مرا از این میان برگزیدند :
برای" نهایت"
برای" شرافت"
برای" انسانیت"
و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :
" نفس کشیدن "
" دیدن "
" شنیدن "
" فهمیدن "
و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمید
من منتخب گشته ام :
برای" قرب "
برای" رجعت "
برای" سعادت "
من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:
به" انتخاب "
به" تغییر "
به" شوریدن "
به" محبت "
و وای بر من اگر قدر ندانم…، وای بر من....
خدایا عاشقانه من تویی
![]()
داﺧـﻞِ ﺳـﺠــــﺎﺩﻩ ﺍﻡ ﯾـﮏ ﯾـﺎﺱ ﮐــﻢ ﺩﺍﺭﻡ ﺑـﯿــﺎ
ﺭﻭ ﺑـﻪ ﺳـﻮﯼ ﻗﺒـﻠﻪ ﺍﻡ،ﺍﺣﺴـﺎﺱ ﮐـﻢ ﺩﺍﺭﻡ ﺑـﯿـﺎ
ﺫﮐــﺮ ﺗـﺴـﺒﯿـﺤـﻢ ﺷﺪﻩ ﯾـﺎ ﺁﻝ ﻃـــﻪ ﺍﻟـﻌــــﺠــﻞ
ﯾـﺎﺃﻧـﯿﺲ ﻭ ﻣـﻮﻧـﺲ ﺍﯾـﻦ ﺑﯽ ﮐـﺴـی ها ﺍﻟـﻌــﺠـﻞ
ﺍﺯ ﻓــﺮﺍﻕ ﻭ ﺩﻭﺭﯼ ﺍﺕ ﺳــﻮﺯِ ﺗـﺮﻧــﻢ ﺗــﺎﺑـﻪ ﮐـﯽ
ﺩﻟـﺨـﻮﺷﯽ ﻭ ﺑـﯿـﺨــﯿﺎﻟﯽ ﻭ ﺗـﺒـﺴـﻢ ﺗـﺎ ﺑـﻪ ﮐﯽ
ﻻﯾـــﻖ ﻧــﺎﻡ ﺳــــــــﺮﻭﺩ ﺍﻧــﺘــﻈـــﺎﺭﺕ ﻧـﯿـﺴــﺘـــﻢ
ﺑﺎ ﻫﻤـﻪ ﺷـﺮﻣـﻨـﺪﮔﯽ ﺷـﺎﯾﺪﮐﻪ ﯾﺎﺭﺕ ﻧـﯿـﺴـﺘـﻢ
ﺑـﺎ ﻫـﻤـﻪ ﺷـﺮﻣـﻨـــــﺪﮔﯽ ﺍﻣـﺎ ﺩﻋـﺎﯾـﺖ ﻣـﯿـﮑـﻨـﻢ
ﺩﺭ ﺩﻝ ﺷـﺐ ﻫـﺎﯼ ﺁﺩﯾــﻨــﻪ ﺻـﺪﺍﯾﺖ ﻣـﯿـﮑـﻨـﻢ
ﺩﺍﺭﻡ ﺍﻣـﯿـﺪ ﮐـﻪ ﺩﺭ ﺧـﯿـﻞ ﺩﻋــﺎﯾـﺖ ﺟـﺎ ﺷـﻮﻡ
ﮐـﺎﺵ ﻣـﻦ ﻫــــﻢ ﺟــــــــﺰﺀ ﺧـﯿــــــﻠـﯽ ﻫـﺎ ﺷــﻮﻡ



آقا پناهم بده!!
یکی از علمای نجف اشرف ، که مدتی به قم آمده بود چنین نقل کرد که:
من مشکلی داشتم. به مسجد مقدس جمکران رفتم و درد دل خود را به محضر حضرت بقیّة الله حجة بن العسکری امام زمان-عج- عرضه داشتم و از او خواستم که نزد خدا شفاعت کند تا مشکلم حل شود.برای همین منظور به کرّات به مسجد مقدس جمکران رفتم ولی نتیجه ای ندیدم.
روزی هنگام نماز دلم شکست و عرض کردم: مولا جان، آیا جایز است که در محضر شما و در منزلتان باشم و به دیگری متوسل شوم؟ شما امام من باشید ، آیا زشت نیست با وجود امام حتی به علمدار کربلا قمر بنی هاشم متوسل شوم و او را نزد خدا شفیع قرار دهم؟!
از شدت تاثیر بین خواب و بیداری قرار گرفته بودم. ناگهان با چهره ی نورانی قطب عالم امکان حضرت حجة بن الحسن العسکری –عج-مواجه شدم.بدون تامل به حضرتش سلام عرض کردم. حضرت با محبت و بزرگواری جوابم را دادند و فرمودند:«نه تنها زشت نیست و نه تنها ناراحت نمی شوم ، بلکه شما را راهنمایی هم می کنم که به حضرتش چه بگویی. چون خواستی از حضرت ابالفضل علیه السلام حاجت بخواهی ، این چنین بگو: یا ابالغوث ادرکنی! ای آقا پناهم بده.
اللهم عجل لولیڪ الفرج
منبع:کرامات حضرت عباس علیه السلام ص 174
مولف:سید محمدحسین محمودی
![]()
شبهای جمعه قلب من درسینه غوغامیکند
درکنج تنهایی خودبا خویش نجوامیکند
ای کاش فردا موعدموعودهم عهدی بود
پیچیده درهرگوشه ای بانگ اناالمهدی بود