
امشب که می خواهد دلم سامان بگیرد
باید که چشمانم کمی باران بگیرد
وقتی که شعری می نویسم روی کاغذ
شاید که بغضی در گلویم جان بگیرد
مثل همیشه این غزل تا بیت آخر
حال و هوایی مبهم و پنهان بگیرد
با چشم گریان ندبه می خوانم برایت
شاید دعا با دیده ای گریان بگیرد
آقا بیا تا در میان قلب شیعه
این زخم کهنه عاقبت درمان بگیرد
هر جمعه من روی تو را را چشم انتظارم
تا اینکه عصر غیبتت پایان بگیرد...

بعد از هر شلوغى، خلوتی متناسب با آن خواهد بود و هر چه شلوغی بیشتر باشد، خلوتِ بعد از آن بزرگتر است. در آخرالزمان شلوغی خیلی زیاد است!!
تلاطمات و ناآرامیهایی که در روزگار ما در سراسر عالم بروز نموده است، حاوی بشارت بزرگی است. جهان از دردِ زایمان به خود میپیچد و به زودی فرزندی را بیرون خواهد داد ..
قبل از بارش باران تندبادی برمیخیزد و گرد و غبار زیادی برپا میكند و همه خس و خاشاكها و آشغالها را از روی زمین جارو میكند. اما اگر كمی صبر كنیم باد آرام میگیرد و باران میبارد و سپس ابرها كنار میروند و هوا لطیف و آفتابی میشود.
آشوبها و نابسامانیهایی كه در روزگار ما در سراسر جهان پدیدار شده است نزدیك شدن هوای لطیف و آسمان صاف و آفتابی عصر ظهور را بشارت میدهد.
سواری که از دور میآید، پیش از آنکه خودش برسد و دیده شود، گرد و غبار زیر پای اسبش دیده میشود.
گرد و غبار آشوبها و ناآرامیهای جهان در روزگار ما خبر از نزدیک شدن «فارس الحجاز» یعنی امام زمان(عجل الله فرجه) میدهد ..
حاج اسماعیل دولابی (ره)
دعاى جمعه اخر رجب که 11سال بر عمر مي افزايد:
يا اجل من کل جليل،
يا اکرم من کل کريم،
و يا اعز من کل عزيز
اغثني يا غياث المستغيثين
بفضلک و جودک و کرمک و مد عمرنا
و هب لنا من لدنک عمرا بالعافيت ،
يا ذالجلال و الاکرام.
التماس دعا
.jpg)
هستی در انتظار آمدنت به قنوت ایستاده
نگاه کن!
تمام درختان دست های خشک شان رو به آسمان بلند است
آمدنت را فریاد می زنند....
ای منتظر ایستاده !
قلبم را سرشار از نام تو می کنم.
دستهایم پل التماس رو به سوی آسمان
هم سو با تمام هستی
برای آمدنت دعا می کنم...

آقای من کم ما و کرم شما...
"اللهم عجل لولیک الفرج"

اسـتـادي مي گـفـت :
مـا از اهـل بـيـت (ع) خويـشـاونـدي نـزديک تـر نـداريـم !
مي دانـيـد چـند وقـت سـت
چشـم َم بـه انـتـظـارتـان نـشـسـتـه ؟
مي گـويـنـد صـله رحـم واجـب سـت ...
بـي تـو مـيـگـذرد ...
امـا
کـاش بـا تـو تـمـام شـود..

پرونده گناه مرا کم مرور کن...
آقـا خودم به جای شما غصه میخورم...

زندگی شخصی قائم
زندگي حضرت مهدي (عج) همچون زندگي پيامبر صلي الله عليه و آله و سلّم و امامان معصوم عليهم السلام است. امام رضا عليه السلام فرمود:
«لباس قائم (عج) جز پارچه ي زبر و خشن، و غذاي او جز غذاي ساده نيست» («منتخب الاثر»، ص 307)
او در بر خورد با مستضعفان آنچنان است که به فرموده ي رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلّم:
«هنگام حکومت مهدي (عج) نيازمنداني به حضورش مي آيند و درخواست نيازمنديهاي خود مي کنند، آن حضرت مقداري که درخواست کنندگان بتوانند حمل کنند بدون شماره به آنها مي دهد» («اثباة الهداة»، ج 7، ص 199)
امام صادق عليه السلام به «مفضّل» فرمود: «کار امام قائم (عج) سياست شب و سياحت روز و غذاي ساده است. همچون زندگي اميرالمؤمنين عليه السلام». («بحارالانوار»، ج 52، ص 359)

شیطان پرستان...افکار، آداب و رسوم و رفتار
قسمت هشتم
1. آنها اعتقاد دارند که نعوذ بالله خداوند هنگامي که شيطان از سجده کردن به آدم سرباز زد، او را از بهشت رانده، به او ظلم کرده است و به همين دليل شيطان پرستان، شيطان را شايسته ي تقدير مي دانند و او را نماد قدرت و اصرار به شمار مي آورند. آنها همچنين شيطان را قدرت بزرگ مي دانند، قدرتي که در زندگي، بشري را به حرکت در مي آورد.
2. آزاد گذشتن عنان نفس براي انجام اعمال جنسي و شهوت پرستي و مصرف موادّ مخدّر و مشروبات الکلي. در توصيه هاي اين گروه آمده است که عنان نفس خود را آزاد بگذار و در لذّت غوطه ور شو و از شيطان پيروي کن؛ زيرا او دستورهاي سخت به تو نمي دهد و فقط خواسته هاي تو را برآورده مي سازد و تو را به صورت وجودي زنده و پويا درمي آورد. تراولي، به پيروان خود مي گفت:
هر چقدر مي خواهي رابطه ي جنسي بر قرار کن، هر طور مي خواهي و با هر کس که تمايل داري ديگران بايد تسليم تو شوند.
بقیه در ادامه مطلب

نفوذشيطان پرستي به کشورهاي عربي...قسمت هفتم
لبنان
لبناني ها مي گويند:
شيطان پرستي در زمان جنگ هاي داخلي وارد اين کشور شد و دقيقاً مي توان گفت: از سال 1986م. اين پديده در لبنان مشاهده شد. در آن سال نيروهاي امنيّتي به يکي از هتل هاي شهر « جونيه » واقع در شمال « بيروت » حمله کرده و گروهي از آنها را دستگير کردند. (17)
روزنامه ي « الشرق الاوسط » در تاريخ 2003/3/1م. داستان يکي از آن شيطان پرستان را که اقدام به خودکشي نمود و تنها 13 سال سن داشت، آورده است. اين شخص که يک گلوله به سر خود شليک کرده و يک نامه از خود خطاب به خانواده و برادرانش به جا گذاشته، گفته بود که او به جهان و دنياي خود مي رود که سعادت و خوشبختي واقعي در آنجاست و او براي خانواده اش ناراحت است که چگونه در اين جهان زندگي مي کنند و او هميشه به يادشان خواهد بود.
خانواده ي اين نوجوان نمي دانستند که فرزندشان از جمله شيطان پرستان است و آنها در اين مورد گفتند که هيچ نشانه اي مبني بر پيروي فرزندشان از اين فرقه نديده اند و او به هيچ جاي خاصّي جز سينما نرفته است؛ امّا او اوقات زيادي با کامپيوتر و اينترنت مشغول بود.
پينوشتها:
17- فاديا عثمان، الشرق الاوسط، 2003/3/1.