هر جمعه من روی تو را را چشم انتظارم

 

امشب که می خواهد دلم سامان بگیرد

باید که چشمانم کمی باران بگیرد

وقتی که شعری می نویسم روی کاغذ

شاید که بغضی در گلویم جان بگیرد

مثل همیشه این غزل تا بیت آخر

حال و هوایی مبهم و پنهان بگیرد

با چشم گریان ندبه می خوانم برایت

شاید دعا با دیده ای گریان بگیرد

آقا بیا تا در میان قلب شیعه

این زخم کهنه عاقبت درمان بگیرد

هر جمعه من روی تو را را چشم انتظارم

تا اینکه عصر غیبتت پایان بگیرد...

 

 


[ جمعه 25 اردیبهشت 1394 ] [ 13:38 ] [ yaranemonji ] [ بازدید : 633 ] [ نظرات (0) ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
آخرین مطالب
از سرخ سرخ تا سبز سبز (جمعه 05 تیر 1405)
ندای جبرئیل (جمعه 05 تیر 1405)
شکوفه سیب (جمعه 05 تیر 1405)

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا