چشمان مرد اول دنیایمان، تر است ...

 

 

بر دوش آسمان شبی از خانه می برند

گلبوته های یاس علی را که پرپر است

این پیکری که از همه ی عرشیان جداست

این داغدیده پیکر زهرای اطهر است

باغی که سوخت ، میوه نوبر به شاخه داشت

آتش گرفت لکه خونی که بر در است

 

باران ببار تا که اجانب ندیده ا

چشمان مرد اول دنیایمان ، تر  است

 

 

شأن نزول سوره زلزال بی گمان

پس لرزه های شانه ی بی تاب حیدر است

فکرش به ذهن هیچ کسی هم نمی رسد

امشب بر ایشان شب دیدار آخر است

دنیای بی محبت مادر جهنمی ست

 

دوزخ ، جهان خالی از احساس مادر است

 

" مرتضی حیدری "

 


[ دوشنبه 03 فروردین 1394 ] [ 23:00 ] [ yaranemonji ] [ بازدید : 1298 ] [ نظرات (0) ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
آخرین مطالب
از سرخ سرخ تا سبز سبز (جمعه 05 تیر 1405)
ندای جبرئیل (جمعه 05 تیر 1405)
شکوفه سیب (جمعه 05 تیر 1405)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران