دوری هجران به ما رسید.....

.

در کار ِ عشق ، دوری و هجران به ما رسید.

 

یوسف که رفت ، غُصّه ی کنعان به ما رسید

 

ما سال ها پای وصالت گریستیم

 

یعقوب وار  ، دیده ی گریان به ما رسید

 

با زلفِ خویش زلفِ دلم را گِره بده

 

شاید هوای زلفِ پریشان به ما رسید

 

باید کویر میشدم و خشک میشدم

 

برای خواندن بقیه شعر به  ادامه مطلب بروید

 


کردی دعا و این همه باران به ما رسید

.

یک لحظه چشم از دلِ بی تاب برندار

 

دور از تو غم، به سرعتِ طوفان به ما رسید

.

از ما همیشه دردسر ما به تو رسید

 

از تو همیشه رحمت و احسان به ما رسید

.

دل های ما کنار ِ شما آبرو گرفت

 

آقا  چقدر از کرَمَت نان به ما رسید

.

ما بابِ میل تو نشدیم عاقبت ولی

 

لطف تو هر دقیقه و هر آن به ما رسید

.

خوب است وقت روضه تو ما را خبر کنی

 

شاید نوای آن دلِ سوزان به ما رسید

.

یک بار هم از نیابت ما کربلا برو

 

توفیق هرچه هست ز جانان به ما رسید

.

کار ِ تو و دعایِ تو و رحمتِ تو بود

 

حبِّ رقیه ای شدن آسان به ما رسید

 

اللهم عجل ولیک الفرج

الهی آمین

[ یکشنبه 23 فروردین 1394 ] [ 14:40 ] [ bent ] [ بازدید : 1058 ] [ نظرات (0) ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
آخرین مطالب
از سرخ سرخ تا سبز سبز (جمعه 05 تیر 1405)
ندای جبرئیل (جمعه 05 تیر 1405)
شکوفه سیب (جمعه 05 تیر 1405)

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا