"این الغریب... این الحبیب"

 

سلام آقا...
"این الغریب... این الحبیب"
صدایت میکنم آقا...
همین جایم...خودم...تنها...
از این پایین به آن بالا...
صدایم می رسد آقا...؟!
نگاهم در زمین گیر است...
خودم هم خوب میدانم...
بســـــــی دیر است...
بســــــی دیر است برای پر زدن اما؛
امیدم را نگیر آقا...
از این سقف گناهانم دعا بالا نمی آید...
دعا آنجا نمی آید...
دعایم را ببر بالا...
شفاعت کن مرا آقـــــــــــا...
شما را میدهم سوگند...
به حق مادرت زهرا...
نگاهت را نگیر آقا...
نگاهت را نگیر آقا...

بحق جدتان ظهورت را نزدیک کن...


الّلهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّک الْفَرَج..


[ جمعه 11 اردیبهشت 1394 ] [ 16:37 ] [ yaranemonji ] [ بازدید : 759 ] [ نظرات (0) ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
آخرین مطالب
از سرخ سرخ تا سبز سبز (جمعه 05 تیر 1405)
ندای جبرئیل (جمعه 05 تیر 1405)
شکوفه سیب (جمعه 05 تیر 1405)

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

حساب کاربری ندارید؟