آجرک الله یا صاحب الزمان

 

بفهمی نفهمی روزهای غیبت از همان روزها شروع شد.
همان روزها که دوست می آمد و خیره می شد به خانه ی محبوب دهم و راهی برای سلام کردن هم نداشت.
همان روزها که امام چشم در چشم پیروانش می شد و سرش را می انداخت پائین و اشاره می کرد که «آشنایی نده!» همان روزهایی که امام می نشست پشت پرده و حرف می زد، دوستانش فقط صدایش را می شنیدند.
همان روزهای رونق ارتباط های پنهانی، شبکه های مخفی، نماینده ها، وکلا...

راستش را بخواهی خواست خدا این بود...
خواست او هم!
خدا می خواست مردم، ناگهانی درد سنگین غیبت را به دوش نکشند.
می خواست مردم آرام آرام به نبودن امام عادت کنند،
به رنج ندیدنش،
به زهر تنهایی...
چه زود عادت کردیم...

می گفتم!
اگر امام هادی (ع) نبود،
و راز نگهداریش،
و پرده پوشیش،
اکنون
نه پرده ی غیبتی مانده بود و
نه موعودی...

 

آجرک الله یا صاحب الزمان


[ سه‌شنبه 01 اردیبهشت 1394 ] [ 21:07 ] [ yaranemonji ] [ بازدید : 1143 ] [ نظرات (0) ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
آخرین مطالب
از سرخ سرخ تا سبز سبز (جمعه 05 تیر 1405)
ندای جبرئیل (جمعه 05 تیر 1405)
شکوفه سیب (جمعه 05 تیر 1405)

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

حساب کاربری ندارید؟