کدام جمعه؟

 

از هر که مى پرسم مى گوید جمعه مى آیى، امّا کدام جمعه؟
در روزگار تیره ما هر روز جمعه است وجمعه ها صبح و شب ندارند
و همه عصرند.
گفتم تا جمعه دیگر چند آدینه مانده است؟!
 گفت: یک یا زهراى دیگر، گفتم: زهرا را تو مى شناسى؟!
گفت: همان نیست که شب هاى جمعه و صبح جمعه پرده
خوان خون است و دستى بر پهلوى شکسته دارد،
 گفت: و همانى نیست که کبوتران فرج را در غروب

جمعه یک به یک بر بام انتقام مى نشاند؟!
 من میان حضور و ظهور تو سرگردانم و حیران،
 نمى دانم از توکدام را بخواهم، اگر حضور را بخواهم،
 ترس آن دارم که چشمانم لیاقت دیدن تو را نداشته باشد
و اگر ظهور را خواهم، نه، نمى توانم ظهور را بخواهم،
چون خود نیز مى خواهى ظهور کنى
امّا وقتى تنها وغریبى چگونه ظهور کنى؟
وقتى یار و یاورى ندارى چگونه ظهور کنى؟
آخر همه این ها که مى خواهند ومى گویند که یار و یاور تو هستند،
 انسان هاى جدا خورده از رنگ هستند.


[ جمعه 04 اردیبهشت 1394 ] [ 15:26 ] [ yaranemonji ] [ بازدید : 1363 ] [ نظرات (0) ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
آخرین مطالب
شروعی دوباره (جمعه 05 تیر 1405)
فطرس (جمعه 05 تیر 1405)
مولا (جمعه 05 تیر 1405)
یا فارس الحجاز... (جمعه 05 تیر 1405)
یا... (جمعه 05 تیر 1405)
یارِ مستضعفان (جمعه 05 تیر 1405)
خورشید پشت ابر (جمعه 05 تیر 1405)
ای مسیح من... (جمعه 05 تیر 1405)
یاصاحب الزمان... (جمعه 05 تیر 1405)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران