
تویی که در نفست میوزد شمیم بهار
بیا به کوچه ما، عطر نرگسانه بیار
تو جاودانهتر از حس آفتاب و درخت
تو عاشقانهتر از شوق آب و شالیزار
برای از تو سرودن بهانه لازم نیست
حکایت نفس است و حلاوت تکرار
چه عطری از تو در آفاق من پراکنده ست
که شعر، مست شده، واژه را نمانده قرار
چقدر شعر من از واژه "تو" لبریز است
چقدر ذوق من از انتظار تو سرشار
چقدر بی تو نفس میکشم؛ دریغ از من
چقدر خسته ام از این هوای تیره و تار
چه میشود که بیایی؟، چقدر رویایی است
در این سیاه زمستان، طلوع صبح بهار

[ جمعه 14 فروردین 1394 ] [ 10:54 ] [ yaranemonji ] [ بازدید : 1858 ] [ نظرات (0) ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
آخرین مطالب
نام شهید شب اول محرم...مسلم بن عقیل (جمعه 05 تیر 1405)
روزشمار وقایع کربلا... اول محرم (جمعه 05 تیر 1405)
روزشمار وقایع کربلا... پنجم (جمعه 05 تیر 1405)
از سرخ سرخ تا سبز سبز (جمعه 05 تیر 1405)
ندای جبرئیل (جمعه 05 تیر 1405)
شکوفه سیب (جمعه 05 تیر 1405)
ملت ایران یه پرندس...!! مطلب ارسالی از bentozahra (جمعه 05 تیر 1405)
در "عزای تو "همه ی جهان جمع اند (جمعه 05 تیر 1405)
امام زمان (عج) غایب است یعنی چه؟ (جمعه 05 تیر 1405)
انتظار؛ عملی عبادی یا سیاسی؟! فردی یا اجتماعی؟! (جمعه 05 تیر 1405)