- پایین چطور بود؟


- پایین چطور بود؟

- سخت بود آقا. خیلی سخت بود.
- تو چکار می کردی؟
- من منتظر بودم آقا.
- منتظر چی؟
- منتظر کسی که می گفتند یک روز بهشت را با خودش خواهد آورد. آن پایین همه مایوس شده بودند ، اما من منتظر بودم. آنقدر انتظار کشیدم و نگاه کردم تا چشم هام بی سو شد اما کسی نیامد. ما داشتیم از فرط انتظار ذوب می شدیم.
- هیچ کاری از دست تو ساخته نبود؟
- از دست هیچ کس کاری ساخته نبود. وضع بدتر از آن بود که کسی بتواند آن را کنترل کند. شاید کسی می توانست کلیات را درست کند اما سامان دادن به جزییات از عهده هیچ کس برنمی آمد. همه چیز به وضوح از دست رفته بود.هیچ کس نمی دانست چه باید بکند. آنجا مثل جهنم غیرقابل تحمل بود. بهترین کاری که از دست ما ساخته بود، این بود که منتظر بمانیم و خوب باشیم.


- خوب؟
- بله. تنها کاری که می توانستیم بکنیم این بود که خوب باشیم. اگر همه خوب می شدند آن وقت کسی که همه انتظارش را می کشیدند؛می آمد و جزییات را هم اصلاح می کرد. جزییات به شکل تاسف باری تباه شده بود. آدم ها همه در جزییات تباه می شدند اما کسی به جزییات اهمیت نمی داد. همه در فکر کلیات بودند. در کلیات انسانی وجود نداشت. من از وضعیت به وجود آمده گریه ام گرفته بود. آن پایین دلم را به هم می زد. من سعی کردم خوب باشم و هم چنان منتظر بمانم. خوب بودن دشوار بود اما به نظر می رسید که تنها راه نجات است.

- ببریدش تو باغ.


گزیده ای از داستان "هل من محیص" از مجموعه "عشق روی پیاده رو" نوشته "مصطفی مستور" محیص ؟ گریزی هست ؟

[ شنبه 27 دی 1393 ] [ 08:35 ] [ yaranemonji ] [ بازدید : 1866 ] [ نظرات (1) ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
سید علیرضا 00:11 - دوشنبه 08 دی 1404
سلام من سید علیرضا رضوی هستم وبلاگ قشنگی دارید اگر خواستید بیاید به وبلاگ من هم سری بزنید . . .
پاسخ:ممنون لینک شدید

آخرین مطالب
شروعی دوباره (جمعه 05 تیر 1405)
فطرس (جمعه 05 تیر 1405)
مولا (جمعه 05 تیر 1405)
یا فارس الحجاز... (جمعه 05 تیر 1405)
یا... (جمعه 05 تیر 1405)
یارِ مستضعفان (جمعه 05 تیر 1405)
خورشید پشت ابر (جمعه 05 تیر 1405)
ای مسیح من... (جمعه 05 تیر 1405)
یاصاحب الزمان... (جمعه 05 تیر 1405)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران