من ارزو کردم برایت یار باشم


من آرزو کردم برایت یار باشم
آقا نمیخواهم بدوشت بار باشم

یوسف خریدن نیست در اندازه ی من
اینجا دویدم گرمی بازار باشم

دیگر حرامم باد خواب صبح جمعه
خوب است وقت دیدنت بیدار باشم

تا آخر عمر از تو میخوانم که شاید
بین سپاهت میثم تمار باشم

یک لحظه هم نگذار من بی تو بمانم
دیگر نمیخواهم پی اغیارباشم

هرشب سحرها را به یادت سرنمودم
تا همنشین محفل دلدارباشم

آقا بیا آقا بیا ... آقا کجایی؟
ناچار بودم که در این تکرار باشم

بیچاره ی عشق توام الحمدالله
شادم از اینکه بهر تو ناچار باشم

وقتی طیب دردهای ناعلاجی
من نذر کردم تا ابد بیمار باشم

چشمم به یاد کربلا لبریز اشک است
سخت است دور از مرقد دلدار باشم

اللهم عجل لولیک الفرج

شاعر : حسین رحمانی


[ پنج‌شنبه 30 بهمن 1393 ] [ 20:40 ] [ yaranemonji ] [ بازدید : 1640 ] [ نظرات (0) ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
آخرین مطالب
شروعی دوباره (جمعه 05 تیر 1405)
فطرس (جمعه 05 تیر 1405)
مولا (جمعه 05 تیر 1405)
یا فارس الحجاز... (جمعه 05 تیر 1405)
یا... (جمعه 05 تیر 1405)
یارِ مستضعفان (جمعه 05 تیر 1405)
خورشید پشت ابر (جمعه 05 تیر 1405)
ای مسیح من... (جمعه 05 تیر 1405)
یاصاحب الزمان... (جمعه 05 تیر 1405)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران