مفهوم زندگانیم ...

 

مهدیا

هر دم که فرو می بریم ، به شوق عطر حضور توست ؛ ورنه این هوا

غریب است ... و همچو بغضِ گلوی تمام دلشکستگانت ... سنگین !

مفهوم زندگانیم ...

از گذشته هیچ کودکی به دنیا نیامد مگر با ... گریه ؛

حال این گریه از کجا بود ؟ فقط خدا می داند ...

همواره اندیشیده ایم ، که شاید از فراغ تنها آغوش مهربان و بی منت

بود ؛ و این بغض و گریه ، بر گلو می ماند و پنهان بود تا ... وصال !

اما امروز چه بر سر انسان آمده که قهقهه می زند ،

بر آن هق هق عاشقانه ؟!

این شریف ترین مخلوق چه کرده که ،

پلیدترین مخلوق او را به سخره گرفته است ؟

صدای قهقهه های شیطان آزارم می دهد ،

حتی گوش خراش تر از آنروز است ...

همانروز که ... هبوط یافتم !!!!!!!!


[ جمعه 14 فروردین 1394 ] [ 15:53 ] [ yaranemonji ] [ بازدید : 1344 ] [ نظرات (0) ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
آخرین مطالب
از سرخ سرخ تا سبز سبز (جمعه 05 تیر 1405)
ندای جبرئیل (جمعه 05 تیر 1405)
شکوفه سیب (جمعه 05 تیر 1405)

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا