فقط يک لحظه بودن را .....کنارت آرزو کردم

 

فقط يک لحظه بودن را .....کنارت آرزو کردم
به دنبالت تمام ِزندگی را ......جست و جو کردم

تو را از مسجد و محراب و گنبد ها و منبرها
تو را در لا به لای پيله ی ِ پروانه بو کردم

تو را از عطر نرگس ...از نسيم ....از شانه ی باران
تو را با هر نَفََس .... افتان و خيزان ...های و هو کردم

تو را در فصل های خالی ام حيران و سرگردان
هميشه با نگاهی دلشکسته آرزو کردم

صدای تيک تاک ساعتِ تکرار را هر شب
درون عقربک های درونم ....... زير و رو کردم

ز بس گشتم و چرخيدم به دورم چرخ زد دنيا
و دنيا ديد با هفت آسمانش ، گفتگو کردم

که شايدخاک ِ پايت را ببوسم عاقبت آقا
که شايد بِشنَوی فريادها را در گلو کردم ...

 

اللهم عجل لولیک الفرج


[ سه‌شنبه 25 فروردین 1394 ] [ 11:52 ] [ yaranemonji ] [ بازدید : 1181 ] [ نظرات (0) ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
آخرین مطالب
شروعی دوباره (جمعه 05 تیر 1405)
فطرس (جمعه 05 تیر 1405)
مولا (جمعه 05 تیر 1405)
یا فارس الحجاز... (جمعه 05 تیر 1405)
یا... (جمعه 05 تیر 1405)
یارِ مستضعفان (جمعه 05 تیر 1405)
خورشید پشت ابر (جمعه 05 تیر 1405)
ای مسیح من... (جمعه 05 تیر 1405)
یاصاحب الزمان... (جمعه 05 تیر 1405)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران