فقط يک لحظه بودن را .....کنارت آرزو کردم

 

فقط يک لحظه بودن را .....کنارت آرزو کردم
به دنبالت تمام ِزندگی را ......جست و جو کردم

تو را از مسجد و محراب و گنبد ها و منبرها
تو را در لا به لای پيله ی ِ پروانه بو کردم

تو را از عطر نرگس ...از نسيم ....از شانه ی باران
تو را با هر نَفََس .... افتان و خيزان ...های و هو کردم

تو را در فصل های خالی ام حيران و سرگردان
هميشه با نگاهی دلشکسته آرزو کردم

صدای تيک تاک ساعتِ تکرار را هر شب
درون عقربک های درونم ....... زير و رو کردم

ز بس گشتم و چرخيدم به دورم چرخ زد دنيا
و دنيا ديد با هفت آسمانش ، گفتگو کردم

که شايدخاک ِ پايت را ببوسم عاقبت آقا
که شايد بِشنَوی فريادها را در گلو کردم ...

 

اللهم عجل لولیک الفرج


[ سه‌شنبه 25 فروردین 1394 ] [ 11:52 ] [ yaranemonji ] [ بازدید : 1192 ] [ نظرات (0) ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
آخرین مطالب
از سرخ سرخ تا سبز سبز (جمعه 05 تیر 1405)
ندای جبرئیل (جمعه 05 تیر 1405)
شکوفه سیب (جمعه 05 تیر 1405)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران