
موعود خدا مرد خطر می خواهد
آری سفر عشق، جگر می خواهد
ای جمعیت میلیونی عصر ظهور!
او سیصد و سیزده نفر می خواهد...
شاید خیلی از ما دعا کنیم که در سپاه آخرین ذخیره ی الهی باشیم. دعا می کنیم که آخرین نفسهایمان را در میان بازوان کریمانه ی آن حضرت بکشیم و «مستشهدین بین یدیه» شویم. بسیاری از مادران ما، ما را به اسم «سرباز امام عصر (عج)» به دنیا آورده اند و آرزوی ما نیز این بوده که همیشه پا در رکاب آن حضرت باشیم. امّا عزیزی می گفت: «امام زمان (عج)، در دوران غیبت، سرباز نمی خواهند، دوست می خواهند...» (1)
بقیه در ادامه مطلب
نه اینکه آرزوی یاری امام در جنگها، آرزوی کمی باشد؛ نه! امروز که در غیبتیم، اگر دوست نباشیم، فردای ظهور سرباز نخواهیم شد. سربازی، برای دوران ظهور است؛ در دوران غیبت، وظیفه ی ما دوستی است. امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) چه زیبا فرموده اند: «دوست اگر در سه مورد دوستش را حمایت نکند دوست نیست: در شدت و گرفتارى او ، در غیبت وى و پس از مرگش.» (2)
یکی از مشکلات امام عصر (عج) چه در دوران غیبت و چه در هنگامه ی ظهور، «کمی یاران» آن حضرت است. نشان به آن نشان که از میان اینهمه انسان به ظاهر منتظر، امام و مولای ما منتظر 313 جوانمرد است. در دوران غیبت، هم عهد نشدن یاران مشکل است و در دوران ظهور، کمی یاران. هر چند دوستانی که سربازان دوران قیام می شوند، مردانی از جنس فولادند که ایمانشان، از قلب آنان کوهی ساخته است که هیچ طوفانی تکانشان نمی دهد.
امام دوست می خواهد نه یار...
پی نوشت:
1. سخنرانی اسماعیل شفیعی سروستانی در جمع موعودیان.
2. شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم و درر الكلم، ج 6، ص: 412؛ با استفاده از نرم افزار جامع الاحادیث نور 3/5