روز های بدون حضورت...

 

مولای من سلام
وقتی سلامت میکنم،دلم آرام میگیرد؛چون باور دارم جواب سلامم را میدهی و به حرف های دلم گوش میکنی.
ای مهربان تر از پدر
روزهای بدون حضورتان چنان تکراری شده اند که هرصبح وقتی چشمانم را باز میکنم احساس نمیکنم روز تازه ای آغاز شده و هرشب یادم میرود روزی دیگر تمام شد!
آری،اصلا دیگر زمان وجود ندارد. نبودنتان تکرار تلخ زندگی های بی بهار و اسیر دست زمستان است.
امام زمانم،ای شوقِ بودنم
خسته شده ام از حرف زدن در خیال با شما، من دیگر شما را در حقیقت میخواهم. نه اینکه حضور شما در خیال من است، نه!


بقیه در ادامه مطلب


این منم که در اوهام زندگی دنیا و رنگهای خیالی و آرزوهای دور و دراز اسیر شده ام و به حقیقت شما نمیرسم.
دردم را میدانید و درمانش...
درمانش فقط خود شمایی.
باور دارم که با هر قطره ی اشکم و با هر بغضم که فرو میخورم دلتان برایم می تپد.
میدانم دعایم میکنید، آری برایم دعای رهایی کنید، آزادی از این اسارت ها...
دلم پر گشودن در هوای شما را میخواهد، رهایی در آسمان پاک حضور شما...
دوستت دارم امام زمانم

آسمان سادات

[ جمعه 04 اردیبهشت 1394 ] [ 15:49 ] [ yaranemonji ] [ بازدید : 886 ] [ نظرات (0) ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
آخرین مطالب
شروعی دوباره (جمعه 05 تیر 1405)
فطرس (جمعه 05 تیر 1405)
مولا (جمعه 05 تیر 1405)
یا فارس الحجاز... (جمعه 05 تیر 1405)
یا... (جمعه 05 تیر 1405)
یارِ مستضعفان (جمعه 05 تیر 1405)
خورشید پشت ابر (جمعه 05 تیر 1405)
ای مسیح من... (جمعه 05 تیر 1405)
یاصاحب الزمان... (جمعه 05 تیر 1405)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران