در دفترم هزار معما نوشته ام

 

در دفترم هزار معما نوشته ام،
یعنی که باز نام شما را نوشته ام...

خورشیدِ پشت کوه...ببین دفتر مرا،
امشب هزار مرتبه، فردا نوشته ام...

هر چند مرده ام، به امید کمی نفس،
این نامه را برای مسیحا نوشته ام...

اصلا قبول، دیر رسیدم سرکلاس،
اما اجازه..؟! مشق شبم را نوشته ام...

عمریست روی تخته سیاه نگاه من،
تصمیم...نه! که غیبت کبری نوشته ام...

پشت در کلاس فقط گفته ای و من،
از درس انتظار تو املا نوشته ام...

جان مرا بگیر و بیا! من در این غزل،
خود را برای روز مبادا نوشته ام...

از عمق چشمهایم تمامِ مرا بخوان،
من نامه ای بلند ولی نا نوشته ام...

زنگ کلاس ... بغض تو... موضوع انتظار،
از جمعه های غم زده انشاء نوشته ام...

آقا ببخش! در ورق خیس زندگیم،
خطم بدست و باز شما را نوشته ام...

سرتاسر حروف الفبات عشق بود،
آقا نگو! بدون الفبا نوشته ام...


[ شنبه 09 خرداد 1394 ] [ 15:55 ] [ yaranemonji ] [ بازدید : 570 ] [ نظرات (0) ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
آخرین مطالب
شروعی دوباره (جمعه 05 تیر 1405)
فطرس (جمعه 05 تیر 1405)
مولا (جمعه 05 تیر 1405)
یا فارس الحجاز... (جمعه 05 تیر 1405)
یا... (جمعه 05 تیر 1405)
یارِ مستضعفان (جمعه 05 تیر 1405)
خورشید پشت ابر (جمعه 05 تیر 1405)
ای مسیح من... (جمعه 05 تیر 1405)
یاصاحب الزمان... (جمعه 05 تیر 1405)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران