
تنهاترین امام زمین، مقتدای شهر،
تنها، چه می كنى؟ تو کجایی؟ کجای شهر؟!
.
وقتی کسی برای تو تب هم نمی کند،
دیگر نسوز این همه آقا به پای شهر،
.
تو گریه میکنی و صدایت نمی رسد،
گم می شود صدای تو در خنده های شهر ،
تهمت،ریا و غیبت و رزق حرام و قتل!
ای وای من چه می کشی از ماجرای شهر!
دلخوش نکن به "ندبه"ی جمعه، خودت بیا،
با این همه گناه نگیرد دعای شهر!
.
اینجا کسی برای تو کاری نمی کند،
فهمیده ام که خسته ای از ادعای شهر،
گاه از نبودنت مثلا گریه می کنند،
شرمنده ام! از این همه کذب و ادای شهر،
.
هر روز دیده می شوی،اما کسی تو را،
نشناخت ای غریبه ترین آشِنای شهر،
.
جمعه...غروب...گریه ی بی اختیار من
آقا دلم گرفته شبیه هوای شهر......
اللهم عجل لوليك الفرج
[ شنبه 10 مرداد 1394 ] [ 01:00 ] [ yaranemonji ] [ بازدید : 4844 ] [ نظرات (0) ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
آخرین مطالب
شروعی دوباره (جمعه 05 تیر 1405)
میلاد حضرت ابوالفضل مبارک (جمعه 05 تیر 1405)
فطرس (جمعه 05 تیر 1405)
مولا (جمعه 05 تیر 1405)
یا فارس الحجاز... (جمعه 05 تیر 1405)
یا... (جمعه 05 تیر 1405)
یارِ مستضعفان (جمعه 05 تیر 1405)
خورشید پشت ابر (جمعه 05 تیر 1405)
ای مسیح من... (جمعه 05 تیر 1405)
یاصاحب الزمان... (جمعه 05 تیر 1405)