
اخرالزمان و اوضاع مساجد در آن زمان
پیامبر اسلام(ص) در این زمینه فرمودند:
«... مساجدشان آباد است ولی از هدایت خالیست...»(1)
«قرآنها تزیین می شود، مسجدها آزین بسته می شود و مناره ها بلند می گردد»(2)
«... مساجدشان با اذان آباد باشد، ولی دلهایشان از ایمان تهی گردد...»(3)
همه چیز غیر از عبادت
رسول خدا(ص) در وصف کارهایی که در مساجد انجام می شود، فرمودند:
«مرد وارد مسجد می شود و دو رکعت نماز در آن نمی گذارد.»(4)
«... مساجد، محل برگزاری جلسات طغیانگرها شود...»(5)
بقیه در ادامه مطلب
هم چنین امام صادق(ع) می فرمایند:
«مساجد را می بینی که از کسانی پر شده که از خدا نمی هراسند، در مساجد برای غیبت کردن، و خوردن گوشت اهل حق گرد می آیند، در مساجد از وصف مشروبات و مسکرات با یکدیگر سخن می گویند.»(6)
بانیان مساجد در آخرالزمان
رسول خدا(ص) در مورد ساندگان مساجد می فرمایند:
«هر قومی که به کردارهای ناشایست مبتلا شود مساجد خود را تزیین می کند.»(7)
و هم چنین حضرت علی(ع) فرمودند: « ... ساکنان و بانیان آنها بدترین مردم روی زمین هستند، فتنه از آنها آغاز می شود و معصیت به سوی آنها منتهی می شود، کسیکه از معصیت دور باشد به سوی آن سوقش می دهند و هر کس عقب بماند به قافله تبهکارانش می رسانند.»(8)
همچنین امام صادق (ع) درباره وضعیت مسجدالحرام در زمان ظهور می فرمایند: «چون قائم قیام کند، مسجدالحرام را خراب می کند و به پایه اولی باز می گرداند، مقام ابراهیم را به محل سابق خود برمی گرداند و دستهای بنی شیبه را قطع کرده و از درب کعبه آویزان می کند و بر روی آن می نویسد: اینها دزدان کعبه هستند.»(11)
امام صادق (ع) نیز می فرمایند: «حضرت مهدی (ع) ... مسجد پیامبر را نیز پس از ویران کردن به اندازه اصلی اش برمی گرداند و کعبه را در جایگاه اصلی اش می سازد.»
پی نوشت:
1. بحارالانوار، ج2، ص190
2. الزام الناصب صفحه 64، 182 و 195 و منتخب الاثر صفحه 425
3. بحارالانوار جلد 52 صفحه 264، الزام الناصب صفحه 181 و بشاره الاسلام صفحه 23
4. الملاحم والفتن صفحه 131
5. بشاره الاسلام صفحه 23، 75 و 77، بحارالانوار جلد 52 صفحه 259 و 264، الزام الناصب صفحه 181 و 194، نورالابصار صفحه 172
7. نهج الفصاحه جلد 2 صفحه 546، بشاره الاسلام صفحه 5، الامام المهدی صفحه 121 و منتخب الاثر صفحه 425
8. روزگار رهایی، ج2، بخش دین
11. بحارالانوار، ج 52، ص 313؛ وسائل الشیعه، ج 2، ص 353 تا 356 ؛ به نقل از روزگار رهایی، کامل سلیمان