
آقا سلام، روضه مادر شروع شد
باران اشک های مکرر شروع شد
آقا اجازه هست بخوانم برایتان
این اتفاق از دم یک در شروع شد
تا ریشه های چادر خاکی مادرت
آتش گرفت،روضه معجر شروع شد
فریادهای مادر پهلو شکسته ات
تا شد فشار در دو برابر شروع شد
این ماجرا رسید به آنجا که نیمه شب
بی اختیار گریه حیدر شروع شد
وقتی رسید قصه به اینجای شعر من
ایام خانه داری دختر شروع شد .....
دختر رسید تا خود آن لحظه ای که ظهر
یک ماجرا به قافیه سر شروع شد
شیعیان عید ندارند. أین فاطمیون
[ پنجشنبه 07 اسفند 1393 ] [ 15:36 ] [ yaranemonji ] [ بازدید : 3387 ] [ نظرات (0) ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
آخرین مطالب
نام شهید شب اول محرم...مسلم بن عقیل (جمعه 05 تیر 1405)
روزشمار وقایع کربلا... اول محرم (جمعه 05 تیر 1405)
روزشمار وقایع کربلا... پنجم (جمعه 05 تیر 1405)
از سرخ سرخ تا سبز سبز (جمعه 05 تیر 1405)
ندای جبرئیل (جمعه 05 تیر 1405)
شکوفه سیب (جمعه 05 تیر 1405)
ملت ایران یه پرندس...!! مطلب ارسالی از bentozahra (جمعه 05 تیر 1405)
در "عزای تو "همه ی جهان جمع اند (جمعه 05 تیر 1405)
امام زمان (عج) غایب است یعنی چه؟ (جمعه 05 تیر 1405)
انتظار؛ عملی عبادی یا سیاسی؟! فردی یا اجتماعی؟! (جمعه 05 تیر 1405)
نظرات کاربران
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید