
خداکند که رضایم فقط رضای تو باشد
هوای نفس نباشد همه هوای تو باشد
خداکند که گذارت فتد به منظر چشمم
که سجده گاه نمازم به جای پای توباشد
اللهم عجل لولیک الفرج

ما را بزن دوباره صدا هر چه خواستی
مثل غلام مثل گدا ، هر چه خواستی
پر کن دوباره کیل مرا ایــها العــزیــز
یابن الحسن برای خدا هر چه خواستی
آقا بریز حین تُصَلّـــی و تَقـــنُتَـــت
در دست خالی فقرا هر چه خواستی
دل را تکانده ایم از اغیار ، پس بیا
دیگر فراهم است بیا هر چه خواستی
من مهزیار تو شده ام محض یاری اَت
جان می دهم برای تو با هر چه خواستی
وقتی بنفسی أنت مرا می کنی قبول
یا هر چه خواستم شده یا هر چه خواستی
چون مستجاب می شود آقا فرج بخواه
دور ضریح کرب و بلا هر چه خواستی
یادی بکن ز هر که نرفته به کربـــــلا
در مرقد امام رضا هر چه خواستـــی
التماس دعا کربلایی

بارالها:
آنقدر در برابر عظمتت حقیر هستم که می دانم هیچ نیازی به عبادت من نداری
،ولی همین عبادت و بندگی توست که به من آرامش می دهد،
زیرا تنها با یاد توست که آرامش بر وجودم مستولی می شود.
عبادت و بندگی من یعنی همان داشتن هدف براي زندگي ،یعنی دانستن اینکه بیهوده نیامده ام و بیهوده نخواهم رفت
و همین هدف است که مرا به سوی تو می کشاند و از پوچی می رهاندتا با شوق تو را بپرستم و از بندگی تو به خود ببالم،
ای مهربان ترین مهربانان !
عباداتمان را بپذیر و از گناهانمان درگذر که جز تو مأمني نداریم.
التماس دعا کربلایی

باز باران..
دارد از مادر نشانه..
بوی باران..
بوی اشک مادرانه ،پر ز ناله
کودکی با مادری پهلو شکسته، سمت خانه..
کوچه ها و تازیانه ،گریه های کودکانه
حمله ی نامرد پَستی وحشیانه ،تازیانه تازیانه..
پس چرا مادر، چرا گم کرده راه آشیانه.
باز باران..
دانه دانه ، حیـدرانه ،بی صدا و مخفیانه
آه ، از غسل شبانه ،زینبــانه
لرزه افتاده به شانه ،پشت تابوتی روانه
بـــــاز بـــاران ..

بسم رب المهدی
جماعت! كجا میرویم؟ چرا به زمین و آسمان بد میگوییم؟
چرا از روزگار گله میكنیم؟ چرا تحمل خودمان را نداریم؟
چرا با لبخند بیگانهایم؟ چرا غصهها به جانمان چنگ انداخته؟
چرا از یكدیگر خستهایم؟ چرا به آب و آسمان نگاه نمیكنیم؟
چرا انتظار بهار را نمیكشیم؟ چرا دیگر صورتهامان "ناضره" نیست؟
چرا چشمهامان "الی ربّك ناظره" نیست؟
بقیه در ادامه مطلب

بیعت نامه حضرت مهدي
در روايتي از اميرالمؤمنين علي عليه السلام مفاد بيعت نامه مردم و
حضرت مهدي عليه السلام اينگونه مورد اشاره قرار گرفته است:
«... با او بيعت ميکنند که هرگز دزدي نکنند. مرتکب فحشا نشوند. مسلماني را دشنام ندهند.
خون کسي را به ناحق نريزند. به آبروي کسي لطمه نزنند. به خانه کسي هجوم نبرند.
کسي را به ناحق نزنند. طلا، نقره، گندم و جو ذخيره نکنند. مال يتيم نخورند.
در مورد چيزي که يقين ندارند، گواهي ندهند.مسجدي را خراب نکنند.
.jpg)
بشر به مقتضاي حب ذات و طبيعت جستجوگر خود، همواره
به سرانجام دنيا مي انديشيده است. [1] همه اديان الهي و بيشتر
مکاتب بشري، درباره پايان تاريخ، اظهار نظر کرده اند. [2]
در همه پيشگويي هاي مربوط به آخِرُالزّمان، خبرهاي وحشتناک و
نگران کننده اي وجود دارد؛ [3] ولي اغلب بر اين امر اتّفاق نظر است
که پايان کار بشر، روشن و سعادت آميز است. [4]
بقیه در ادامه مطلب

حضرت قائم (عج) بر پا کننده عدل و قسط در روي زمين خواهند بود.
نخستين نشانه عدل آن حضرت اين است که سخنگويان حکومت او،
در مکّه، فرياد مي زنند: «هر کس نماز فريضه خويش را،
در کنار حجر الاسود و محلّ طواف، خوانده است،
و اکنون مي خواهد نماز نافله بخواند، به کناري رود، تا
حقّ کسي پايمال نگردد، و هر کس مي خواهد نماز فريضه
بخواند بيايد و بخواند».
(«الکافي»، ج 4، ص 427)

بیت الحمد
«بيت» در لغت به معناي خانه و «حمد» به معناي ستايش و ثنا است.
اين واژه در برخي روايات مهدويّت به کار رفته و از آن به عنوان
جايگاهي مربوط به حضرت مهدي عليه السلام ياد شده است.
مفضل گويد: شنيدم امام صادق عليه السلام فرمود:
«اِنَّ لِصَاحِبِ هَذا الاَمْرِ بَيتاً يُقَالُ لَهُ بَيْتُ الحَمْدِ فِيهِ سِراجٌ يَزهَرُ مُنذُ وُلِدَ اِلَي يَوْمَ يَقُومُ بِالسَّيفِ لا يُطْفَأ» [1]
؛ «همانا صاحب اين امر را خانه اي است که بدان «بيت الحمد» گويند.
در آن چراغي است که روشني مي بخشد و از آن هنگام
که صاحب الامر زاده شده تا روزي که با شمشير قيام کند، خاموش نخواهد شد».
اگرچه به روشني جايگاه اين خانه و چگونگي روشنايي بخشي چراغ آن،
بيان نشده است؛ ولي احتمال ميرود مقصود يک معناي کنايي باشد
که با ولادت آخرين حجّت الهي، چراغ هدايت بشر با فروغي هر
چه بيشتر به پرتو افشاني پرداخته و زمين را از نور وجود خود آکنده ساخته است.
اين روايت با همين مضمون از امام باقرعليه السلام نيز نقل شده است. [2] .
گفتني است اين واژه در منابع اهل سنّت نيز آمده است؛ ولي به معناي خانه اي است که در بهشت ساخته ميشود. [3] .
پی نوشت ها:
[1] الغيبة، ص 239، ح 31.
[2] کتاب الغيبة، ص 467، ح 483.
[3] ر.ک: تفسير قرطبي، ج 2، ص 177؛ تفسير ابن کثير، ج 1، ص 199؛ سنن ترمذي، ج 3، ص 341؛ مسند احمد، ج 4، ص 415.
برو به این فکر کن,
وقتی شیطان برات امان نامه میاره,ببین کجای کارِت اشتباه بوده که شیطان
درتو چیزی دیده که درحضور حجت ابن الحسن عسکری علیه السلام
جرئت کرده بهت پیشنهاد گناه بده؛
میدونم گناه اطرافتو گرفته...
میدونم فضا ها بد شده...
نیازی به گفتن نیست.
آخرالزمانه...تو آخرالزمان دین نگه داشتن,مثل نگه داشتن آتیش تو دسته.
ولی اینو بدون , با گناه نکردنت, امام زمانت سلامته.
---نگاه به نامحرم تیری است از جانب شیطان
*****بخاطر امام زمان عج گناه نکن.*****
بگو آقا جان, بخاطر شمااین گناه رو گذاشتم کنار,میتونستم گناه کنم,ولی نکردم...
بدون ، آقا حتما دستتو میگیره
ببین زندگیت خوشگل میشه یا نه.
ببین اراده ترک گناه میده بهت یا نه
ببین عاشقانه میشه زندگیت یا نه.
ببین هییتی تر میشی ,راحت تر اشک میریزی یا نه.
*****بخاطر امام زمان عج گناه نکن*****
استاد علی اکبر رایفی_پور