اولین جمعه ی سال است و به ظهر نزدیکیم و...


سلام صبر و قرارم

سلام امام مهربانم

هرچه من امروز بغض دارم، آسمان میبارد.

از صبح آسمان هم ندبه گرفته و بارانی میبارد که گویی از بغضی

سرچشمه میگیرد که مدتهاست در خود پنهان کرده بوده.

اولین جمعه ی سال است و به ظهر نزدیکیم و...

نگرانم...

نگرانم این غروب جمعه هم بگویم

دوباره صبح،ظهر،عصر،غروب شد نیامدی...

درختان اگر شکوفه زدند به قانون طبیعت بود!

و گرنه به قانونِ دل، درختان و زمین و آسمان و من همه پاییزیم بی تو...

ای مهربانتر از پدر

چنان بیقرارم که دیگر نبودنت را نمیتوانم ببینم.

این بیتابی آرامش بخش ترین بیقراری زندگی من است و این بغض و اشک زیباترین لحظه های من...

من خوب میشوم...

سر به راه میشوم...

"تو" بیا


[ جمعه 07 فروردین 1394 ] [ 17:04 ] [ yaranemonji ] [ بازدید : 1699 ] [ نظرات (0) ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
آخرین مطالب
از سرخ سرخ تا سبز سبز (جمعه 05 تیر 1405)
ندای جبرئیل (جمعه 05 تیر 1405)
شکوفه سیب (جمعه 05 تیر 1405)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران