![]()
حدیث دوازدهم
|
ابوامامه باهلى از پيغمبر (ص) روايت كرده كه فرمود: بينكم و بين الروم اربع هدن يوم الرابعةعلى يد رجل من آل هرقل يدوم سبع سنين .. ميان شما و روميان چهار صلح است ، چهارمين آن به دست مردى از نسل هرقل خواهد بود و هفت سال دوام مى يابد مردى از طائفه عبدقيس به نام مستور بن بجلانعرض كرد اى رسول خدا (ص) در آن روز پيشواى مردم كيست ؟ فرمود : المهدى من ولدى ابن اربعين سنة، كان وجهه كوكب درى فى خده الايمن خال اسود عليه عباء تان قطريتان كانه من رجال بنى اسرائيل يستخرج الكنوز يفتح مدائن الشرك . پيشواى مردم مهدى است كه از فرزندان من مى باشد كه چون ظهور كند به صورت مرد چهل ساله مى نمايد.رخسارش چون ستاره تابان مى درخشد و در سمت راست رخسارش خال سياهى است، دو عباى قطرى پوشيده (و از لحاظ سلامت بنيه ) گوئى ازمردان بنى اسرائيل است، ذخائر زمين را استخراج كند و شهرهاى شرك را بگشايد . |

مواظب باش وقتی شیطان را لعنت میکنی یا در حج رمی جمرات میکنی شیطان به تو نگوید ای بی معرفت، این هم رسم رفاقت است؟
انسان که رفیقش را لعنت نمیکند، انسان به رفیقش سنگ نمی زند
اول رفاقتت را با شیطان قطع کن ، بعد او را لعنت کن و سنگ بزن...
آیت الله مجتهدی تهرانی

ای خدایی که به من نزدیکی
خبر از دلهره هایم داری ؟
خبر از چک چک آرام صدایم داری؟
ای خدایی که پر از احساسی
چینی روح مرا بند بزن
تو که در عرش بلند
تکیه بر تخت حکومت داری
تو که دنیا همه از پشت نگاهت پیداست
تو که ذوق و هنرت را به سرم می باری
و مرا با همه ی رنجش جان می خواهی
چینی روح مرا بند بزن
ای خدایی که خبر از دل خشکیده و تارم داری
و تو خود می دانی
که نزدیک بهار است و زمان سبزی
به همین فصل قشنگ
به همین همهمه های پرشوق و پر رنگ
به همین عطر گل و شادی این بلبل ها
تو به دستان پر از لطف خودت
چینی روح مرا بند بزن.....

نویسنده در مقدمه کتاب می گوید: فرقی بین سلفیه و وهابیه نمی باشد و هر دو گروه دور روی یک
سکّه هستند و از اندیشه ها و ایده های مشترک و جامعی دارند. وهابی ها در دخل جزیره العرب به
وهابیِ حنبلی معروفند و در خارج آن به سلفیه یا سلفیه معاصر (پیروان ابن تیمیه حنبلی که اهل تجسیم
می باشند) اطلاق می شود. در حالی که همه سلفی های معاصر در شبه جزیره عربستانی (جزیره
العرب) از به کار بردن عنوان وهابیت برای خود دوری می کنند!. در واقع وهابی های سلفی،
پیرامون مذهب حنبلی هستند که به عقیده تشبیه، تجسیم، و نصب...
223صفحه - 930 کیلوبایت

از جمله فرقه هاي شيعي - که انحراف آنها به نوعي مرتبط با بحث مهدويّت است - «مغيريه» يا «محمديه» است. اين فرقه از پيروان محمدبن عبداللّه بن حسن بن حسن بن علي بن ابيطالب اند که ملقب به «نفس زکيّه» و «مهدي» و «ارقط» (داراي لکه سپيد و سياه در صورت) بود.
آنان کشته شدن او را باور ندارند و ميگويند: وي در کوه حاجر در نجد پنهان است و تا فرمان خدا به وي نرسد، از آنجا بيرون نميآيد. [1] .
مغيرة بن سعيد عجلي به ياران خويش ميگفت: محمدبن عبداللّه بن حسن بن حسن بن علي مهدي آينده است؛ زيرا وي همنام رسول خدا و پدرش نيز هم نام پدر پيامبر بود. آنها گمان کرده اند در حديثي از پيغمبر روايت شده که درباره مهدي فرموده است: «اِنَّ اِسْمَهُ اِسْمي وَ اِسْمَ اَبيهِ اِسْمُ اَبي»؛ يعني، مهدي هم نام من و پدرش هم نام پدر من است.

- صدا زد ای خدای جهانیان
جواب شنید: بله
صدازد ای خدای نیکوکاران جواب شنید:بله
صدازد ای خدای اطاعت کنندگان جواب شنید:بله
این بار صدازد ای خدای گنهکاران جواب شنید:
بله بله بله
با تعجب گفت:خدایا تو را
خدای جهانیان خدای نیکوکاران و خدای اطاعت کنندگان خواندم
یک بار فرمودی بله
ولی تورا خدای گنهکاران خواندم سه بار گفتی بله
حکمتش چیست؟
جواب آمد
مطیعان به اطاعت خود
نیکوکاران به نیکوکاری خود
و عارفان به معرفت خود اعتماد دارند
گنهکاران که جز به فضل من پناهی ندارند
اگر از درگاه من نا امید گردند به درگاه چه کسی پناهنده شوند؟؟
