
در راه زيارت عسكريين (ع) و در جاده اى كه به امامزاده سيد محمد (ع) منتهى مى شود، راه را گم كردم و در اثر شدت تشنگى و گرسنگى از زندگى مايوس شدم و به حالت بيهوشى روى زمين افتادم. ناگهان چشم بازكردم، ديدم سرم در دامن شخص بزرگوارى است. آن شخص به من آب گوارايى دادند كه مانندش را درعمر خود نچشيده بودم. بعد از آن، سفره باز كردند، و در ميان آن دو يا سه عدد قرض نان بود كه از آن ها نيز خوردم. آن گاه به من فرمودند: اى سيد! قصد كجا را دارى؟ گفتم: حرم مطهر سيد محمد.
نگاه كردم ديدم در زير بقعه سيد محمد قرار داريم، در حالى كه من در قادسيه گم شده بودم و مسافت زيادى بين آن جا و حرم امامزاده سيد محمد وجود دارد. در مدتى كه با آن شخص بزرگوار بودم، بهره هاى فراوانى نصيبم شد و مرا به انجام چندين عمل سفارش كردند؛ از جمله: تلاوت قرآن كريم ... و تسبيح فاطمه زهرا (س) و... ولى به ذهنم خطور نكرد اين آقا كيست، مگر زمانى كه از نظرم غايب شدند.
منبع:
نماز و عبادت فاطمه زهرا سلام الله عليها، عباس عزيزى، فصل هفتم، شماره 110. به نقل از
http://ketaab.iec-md.org/FAATEMEH_ZAHRAA/namaaz_ebaadat_zahraa_azizi_04.html#link131

هر چند کمی فرج تمنا کردیم
آقا ز سر خویش تو را وا کردیم
شرمنده ولی خلاصه تر می گویم
با واژه انتظار بد تا کردیم
یا صاحب العصر و الزمان

گفتم: خدا آخه این همه سختی؟ چرا؟
گفت: «انَّ مع العسر یسرا»
"قطعا به دنبال هر سختی، آسانی است.(انشراح/6)
گفتم: واقعا؟!
گفت: «فإنَّ مع العسر یسرا»
حتما به دنبال هر سختی، آسانی است.(انشراح/7)
گفتم: خب خسته شدم دیگه...
گفت: «لاتـقـنطوا من رحمة الله»
از رحمت من ناامید نشو.(زمر/53)
گفتم: انگار منو فراموش کردی!
گفت:«اذکرونی اذکرکم»
منو یاد کن تا یادت باشم.
گفتم: تا کی باید صبر کرد؟!
گفت: « وَ ما یدریک لَعلَّ السّاعة تکون قریبا»
تو چه می دانی، شاید موعدش نزدیک باشد.(احزاب/63)
«انّی اعلم ما لاتعلمون»
من چیزایی میدونم که شما نمی دونید.(بقره/ 30)
گفتم: تو بزرگی و نزدیکیت برای من کوچک، خیلی دوره! تا اون موقع چی کار کنم؟
گفت: « و اتّبع ما یوحی الیک و اصبر حتی یحکم الله»
حرف هایی که بهت زدمو گوش کن، و صبر کن ببین چی حکم می کنم.
(یونس/ 109)
ناخواسته گفتم: الهی و ربّی من لی غیرک
(خدایا آخه من غیر تو کیو دارم؟!)
گفت: «الیس الله بکاف عبده»
من هم برای تو کافی ام.(زمر/36)
*

خدایا!!
دستم خالیست،ودلم غرق آرزو....
یاباقدرت بیکرانت دستانم راتوانا ساز
یادلم رااز آرزوهای دست نیافتنی خالی کن...
حرفای نگفتنی ات را شب برای خدابنویس،
چون راه آسمان خلوت است...
بی ثمرترین روز ما روزیست که درآن نخندیده باشیم....
اذان صبح آواییست که همگان آن را میشنوند
اما،آنهایی که اهل قیامتند به پامیخیزند...

فراماسونری جمعیتی سرّی است که کسی به راحتی نمی تواند در حریم آن نفوذ کند و اگر هم راه یافت، مکلف است اسرار آن را مکتوم نگه دارد؛ اما با این وجود، کسانی توانستند به حریم آن نفوذ کنند و به اسناد و مدارک مهمی دست یابند و موفق به کشف و افشای اسرار آنها شوند.جریان فراماسونری از جمله جریانات محرمانه است که مهم ترین توطئه هایی که در جهت منافع صهیونیست ها چیده شده است ، توسط همین جریان محرمانه و مخوف رقم زده شده است. ماسون ها که در سالهای گذشته به صورت کاملا محرمانه به فعالیت خود ادامه می دادند ، در سالهای اخیر فعالیت خود را علنی تر کرده است. بر اساس اسناد و مدارک موجود ، اعضا و موسسین این جریان به شدت به آخرالزمان و ظهور منجی اعتقاد داشته و خود را برای تحقق بخشیدن به حکومت آنتی کریست (دجال) آماده می کنند. اعضا این جریان در روزهای گذشته نیز تصاویری را منتشر کرده اند که در ادامه مشاهده خواهید کرد.
بقیه در ادامه مطلب


