
به راه بیاییم
تا راه بیاید


تویی بهانه ام اما بهانه ای که ندارم
گذاشتم سر خود را به شانه ای که ندارم
تمام عمر کشاندی مرا به سوی نگاهت
تمام عمر به سوی نشانه ای که ندارم
چگونه حرف دلم را به چشم هات بگویم
قصیده ای که نگفتم، ترانه ای که ندارم
مرا رها کن و بگذار در قفس بنشینم
که دلخوشم به همین آب و دانه ای که ندارم

شباهت حضرت مهدی (ع )و حضرت یعقوب (ع)
خداوند پس از مدتی طولانی پراکندگی حضرت یعقوب علیه السلام را جمع فرمود و فراهم آورد. همچنین پس از مدتی طولانی تر پراکندگی و پریشانی حضرت مهدی (ع) را نیز جمع خواهد ساخت.
حضرت یعقوب (ع) آنقدر برای حضرت یوسف گریست که چشمهایش از اندوه سفید شد در حالی که خشم خود را فرو می برد.1 حضرت قائم (ع) نیز برای جدش امام حسین (ع) گریسته و می گرید چنانچه در زیارت ناحیه مقدسه می فرماید: «به جای اشک بر تو خون می گریم.2»
حضرت یعقوب (ع) منتظر فرج بود و می فرمود: «از رحمت خداوند نا امید نشوید که همانا کسی جز گروه کافران از رحمت خداوند مأیوس نشود.3»
پی نوشت:
1-سوره یوسف، آیه 84
2- بحارالانوار، 101، 320
3- سوره یوسف، آیه 87
به نقل از مکیال المکارم، محمدتقی موسوی اصفهانی

آنکه
به بوی تو زنده است،
از کوی تو
محروم؟!
نه
نخواهد شد
.jpg)
لعنت بر تو...ابليس!
تو واقعا شيطان را در شهر نمي بيني؟
اينجا! لاي كم فروشي هاي بقال محل! توي فحش هاي ركيك مرد همسايه؟ بين دست هاي گره خورده ي نامزدهاي بي شناسنامه؟ روي روسري هاي بادبرده ي دختركان بالا شهر!
تو واقعا صداي خنده هايش را نمي شنوي؟
لاي موسيقي هاي تند ماشين هاي شاسي بلند؟ توي دعواهاي بي انتهاي پدر و پسر گوشه ي خيابان؟ بين جيغ هاي پيرزن مال باخته!
تو واقعا جولان دادنش را ميان زمين و آسمان نمي بيني؟

آقا سلام جای تو در خلوتم کم است
حالم شبیه لرزه پس لرزه بم است
بی معرفت شبیه من اصلا ندیده ای
اما همیشه ناز مرا هم خریده ای
گشتم اسیر نفس پلیدی مرا ببخش
باهر گناه من چه کشیدی مرا ببخش
شرمنده ام که در صف عصیان پدیده ام
زخم قدیمی دلتان را دریده ام
من معترف به جرم و گناهم ولی چه سود
رو تیره تر ز سنگ سیاهم ولی چه سود
بگذار بگذریم ز این عبد پر گناه
حرفی بزن ز سوز دلت شاه بی سپاه
اصلا بیا بگو کمی از حال ناخوشت
از بی کسی وغربت و این فال ناخوشت
این فال بد که من شده ام مثل دشمنت
بدتر ز دشمنت ولی از وصله تنت
از مردم زمانه چه زجری کشیده ای
ای حیدر غریب نگو که بریده ای!
آقا گذر کن از همه تقصیر عاصیان
دیگر بیا ظهور نما ، منجی جهان

چرا یهودیان خود را برتر از دیگران میدانند؟
"خانه غيريهودي به منزله طويله است"
در آموزه هاي اسلامي و آيات قرآن کريم، گروهي از قوم بني اسرائيل، کافران بني اسرائيل معرفي شده اند.اين گروه داراي افکار افراطي هستند، مثلاً خود را از همه انسانها برتر و بالاتر مي دانند و معتقدند، بقيه انسانها بايد در خدمت آنها باشند. البته بحث برتري دادن به قوم بني اسرائيل (يهوديان)، در قرآن نيز مطرح شده است:
«ياَ بَنِىَّ إِسْرَائيلَ اذْكُرُواْ نِعْمَتِى الَّتِىَّ اَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَاَنِّى فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعَلَمِينَ»[1]
«ای بنی اسرائیل! نعمت هایی را که به شما ارزانی داشتم به یاد بیاورید و نیز به یاد بیاورید که من شما را بر جهانیان برتری بخشیدم»
بقیه در ادامه مطلب

ميدانيد که يک مُرده چه احساسي دارد؟ اين قصه را از اول بخوانيد،،،
گفتند:"ما تا قبر نگهبان تو هستيم"
گفتم:"من که نَمُردَم من هنوز زنده هستم چرا مرا به قبر ميبريد وِلَم کنيد!
من هنوز حس ميکنم و حرف مزنم و ميبينم پس هنوز زنده ام!
با لبخندي جوابم را دادند و گفتند:"عجيب هستيد شما انسانها فکر ميکنيدکه مرگ پايان زندگي ست و نميدانيد که شما فقط خواب ي کوتاه ميديديد و آن خواب وقتي ميميريد تمام ميشود"
آنها هنوز مرا به سوي قبر ميکشند
بقیه در ادامه مطلب

جنـس تنهــــایی تــــو
از نـــخ بــی مهـــری مـــاســت
هـــر چـــه مـــا بــــر گنـــه آلــوده تــریــم
از شــــما دور تـــریــم...
اَلّلـهُـــــمَّـ؏ـجّــــللِـوَلیِّــڪَــالـفَـــرَج..

قسمت هفتم
امام صادق(ع) طی روایتی به جزئیات علائم و مفاسدی که در آستانه انقلاب مهدی فراگیر جامعه بشری می گردد اشاره نموده اند که گویی این پیشگویی ها مربوط به همین قرن حاضر است:
61.و دیدی که حدود خدا تعطیل شده و در آن طبق دلخواه خود عمل کنند.
62.و دیدی که مساجد طلا کاری شده.
63.و دیدی که راستگو ترین مردم پیش آنان ، مفتریان دروغگو می باشند.
64.و دیدی که شر و سخن چینی آشکار گردد.
65.و دیدی که ستمکاری شیوع یافته.
66.و دیدی که غیبت را سخن نمکین می شمارند و مردم همدیگر را بدان مژده دهند.
67.و دیدی که برای غیر خدا به حج و جهاد روند.
68.و دیدی که سلطان به خاطر کافر مؤمن را خوار گرداند.
69.و دیدی که خرابی و ویرانی بیش از عمران و آبادی است.