
, مداد گفت متاسفم .......... پاکن گفت چرا ؟
_تو هیچ کار اشتباهی نکردی …………
مداد جواب داد : متاسفم چون به خاطر من اذیت می شوی، هر وقت که من اشتباه می کنم ، تو همیشه آماده ای آن را پاک کنی.
ولی وقتی اشتباهاتم را پاک می کنی ....بخشی از وجودت را از دست می دهی و هر بار کوچک و کوچکتر می شوی ............
پاکن جواب داد : اما برای من مهم نیست !
من ساخته شده ام تا هر وقت تو اشتباه کردی به تو کمک کنم با این که می دانم روزی تمام خواهم شد ....
و دیگری جای من را خواهد گرفت، من رضایت دارم ! پس لطفا ناراحتی را کنار بگذار......

گفتگو بین مداد و پاکن برای من الهام بخش بود .
والدین مانند پاکن هستند ... و فرزندان مانند مداد آنها همیشه درکنار فرزندان هستند ' و اشتباهات آنها را پاک می کنند....
اگر چه فرزندان جایگزین (همسر ) می یابند، ولی والدین از انچه برای فرزندانشان کرده اند شادمانند....
در تمام طول زندگی من مداد بوده ام و والدین من مانند پاکن هر روز کوچک و کوچکتر می شوند مرا پر از درد می کند چون می دانستم که یک روز انها من را ترک خواهند کرد و
خرده های پاکن تنها چیزی خواهد بود که به خاطرم بیاورد روزی چه کسانی را داشته ام...