
«البَيْتُالمُقَدَّس» يا «بَيتُ المَقدِس» يا «قُدس».
اين شهر در غرب آسيا و شمال خاورميانه، در فلسطين واقع شده است.
اوّلين قبله مسلمين است.
قداست اين شهر بسيار است. آن را پيامبران بنا کرده اند داوودعليه السلام و سليمان عليه السلام در اين شهر حشمت داشتند. [1] خداوند در همين جا زکرياعليه السلام را به يحيي عليه السلام بشارت داد. جبال و طير را در بيت المقدس براي داوودعليه السلام مسخر ساخت. [2] هاجر از کوثا به بيت المقدس هجرت کرد. موسي عليه السلام در اينجا به نور رب العزة نگريست و در همين جا با خداوند تکلم کرد. [3] مريم عذرا در بيت المقدس وفات يافت عيسي بن مريم در همين جا به دنيا آمد و عروج کرد. حضرت محمدعليه السلام مدتها رو به بيت المقدس نماز ميگزارد [4] و اسراي آن حضرت به اينجا و معراج آن حضرت از همين جا بود. [5]
بقیه در ادامه مطلب
بالاخره در اينجا حضرت مسيح نازل شده و در نماز به حضرت مهدي عليه السلام اقتدا خواهد کرد. [6] .
ابن بطريق در «العُمْده» به نقل از ثعلبي در تفسيرش چگونگي نزول حضرت عيسي بن مريم عليها السلام را اين گونه توصيف کرده است: «... يَنزِلُ عيسَي بْنُ مَرْيَمَ علي ثَنْيةٍ مِنَ الاَرْضِ المُقدَّسَةِ يُقالُ لَها أثبني و عَلَيهِ مِمْصَرَتانِ و شَعرُ رَأسِهِ دَهينٌ وَ بِيَدِهِ حِرْبَةٌ وَ هِيَ الَّتي يَقْتُلُ بِها الدَّجَّالَ فَيَأتِي بَيْتَ المَقْدِسَ وَ النَّاسُ فِي صَلاةِ العَصْرِ وَالاِمامُ يَؤُمُّ بِهِمْ...» [7] ؛ «حضرت عيسي بن مريم عليه السلام بر بخشي از سرزمين مقدس - که به آن «اثبني» گويند - فرود ميآيد؛ در حالي که دو لباس بر تن دارد و موهاي خويش را روغن مالي کرده است به دست خود حربه اي دارد که به وسيله آن دجّال را ميکشد. پس به معناي بيت المقدس ميآيد، در حالي که مردم در نماز عصر هستند و امام بر آنان امامت ميکند...».
امام علي عليه السلام از «بيت المقدس» در آستانه ظهور به عنوان بهترين جاها ياد کرده، فرموده است: «... خَيرُ المَسَاکِنِ يَومَئِذٍ بَيْتُ المَقْدِسِ، وَلَيَأتِيَنَّ عَلَي النَّاسِ زَمَانٌ يَتَمَنّي اَحَدُهُم اَنَّهُ مِنْ سُکّانِهِ»؛ [8] «بهترين جاها در آن روز بيت المقدس باشد و بر مردم زماني در آيد که هر کدامشان آرزو کنند که از ساکنان آنجا باشند».
پی نوشت ها:
[1] ر.ک: الکافي، ج 8، ص 144، ح 114؛ التهذيب، ج 6، ص 107 و22.
[2] ر.ک: بحارالانوار، ج 14، ص 72.
[3] ر.ک: مستدرک الوسايل، ح 10، ص 324.
[4] الکافي، ج 3، ص 286.
[5] اسراء (17)، آيه 1.
[6] ر.ک: منتخب الاثر، فصل 84، ح 13.
[7] ابن بطريق، العمدة، ص 430، ح 901.
[8] کمالالدين و تمام النعمة، ج 2، باب 47، ح 1.