مواظب باش وقتی شیطان را لعنت میکنی یا در حج رمی جمرات میکنی شیطان به تو نگوید ای بی معرفت، این هم رسم رفاقت است؟
انسان که رفیقش را لعنت نمیکند، انسان به رفیقش سنگ نمی زند
اول رفاقتت را با شیطان قطع کن ، بعد او را لعنت کن و سنگ بزن...
آیت الله مجتهدی تهرانی
ای خدایی که به من نزدیکی
خبر از دلهره هایم داری ؟
خبر از چک چک آرام صدایم داری؟
ای خدایی که پر از احساسی
چینی روح مرا بند بزن
تو که در عرش بلند
تکیه بر تخت حکومت داری
تو که دنیا همه از پشت نگاهت پیداست
تو که ذوق و هنرت را به سرم می باری
و مرا با همه ی رنجش جان می خواهی
چینی روح مرا بند بزن
ای خدایی که خبر از دل خشکیده و تارم داری
و تو خود می دانی
که نزدیک بهار است و زمان سبزی
به همین فصل قشنگ
به همین همهمه های پرشوق و پر رنگ
به همین عطر گل و شادی این بلبل ها
تو به دستان پر از لطف خودت
چینی روح مرا بند بزن.....
نویسنده در مقدمه کتاب می گوید: فرقی بین سلفیه و وهابیه نمی باشد و هر دو گروه دور روی یک
سکّه هستند و از اندیشه ها و ایده های مشترک و جامعی دارند. وهابی ها در دخل جزیره العرب به
وهابیِ حنبلی معروفند و در خارج آن به سلفیه یا سلفیه معاصر (پیروان ابن تیمیه حنبلی که اهل تجسیم
می باشند) اطلاق می شود. در حالی که همه سلفی های معاصر در شبه جزیره عربستانی (جزیره
العرب) از به کار بردن عنوان وهابیت برای خود دوری می کنند!. در واقع وهابی های سلفی،
پیرامون مذهب حنبلی هستند که به عقیده تشبیه، تجسیم، و نصب...
223صفحه - 930 کیلوبایت
دعای سباسب ازکتابهای منتشر نشده دکتر علی اکبر خانجانی
27 صفحه - 333 کیلوبایت
از جمله فرقه هاي شيعي - که انحراف آنها به نوعي مرتبط با بحث مهدويّت است - «مغيريه» يا «محمديه» است. اين فرقه از پيروان محمدبن عبداللّه بن حسن بن حسن بن علي بن ابيطالب اند که ملقب به «نفس زکيّه» و «مهدي» و «ارقط» (داراي لکه سپيد و سياه در صورت) بود.
آنان کشته شدن او را باور ندارند و ميگويند: وي در کوه حاجر در نجد پنهان است و تا فرمان خدا به وي نرسد، از آنجا بيرون نميآيد. [1] .
مغيرة بن سعيد عجلي به ياران خويش ميگفت: محمدبن عبداللّه بن حسن بن حسن بن علي مهدي آينده است؛ زيرا وي همنام رسول خدا و پدرش نيز هم نام پدر پيامبر بود. آنها گمان کرده اند در حديثي از پيغمبر روايت شده که درباره مهدي فرموده است: «اِنَّ اِسْمَهُ اِسْمي وَ اِسْمَ اَبيهِ اِسْمُ اَبي»؛ يعني، مهدي هم نام من و پدرش هم نام پدر من است.
- صدا زد ای خدای جهانیان
جواب شنید: بله
صدازد ای خدای نیکوکاران جواب شنید:بله
صدازد ای خدای اطاعت کنندگان جواب شنید:بله
این بار صدازد ای خدای گنهکاران جواب شنید:
بله بله بله
با تعجب گفت:خدایا تو را
خدای جهانیان خدای نیکوکاران و خدای اطاعت کنندگان خواندم
یک بار فرمودی بله
ولی تورا خدای گنهکاران خواندم سه بار گفتی بله
حکمتش چیست؟
جواب آمد
مطیعان به اطاعت خود
نیکوکاران به نیکوکاری خود
و عارفان به معرفت خود اعتماد دارند
گنهکاران که جز به فضل من پناهی ندارند
اگر از درگاه من نا امید گردند به درگاه چه کسی پناهنده شوند؟؟
ببخش...آقا جانم
برایِ تو کم میگذارم که به "کار" و "زندگی"ام برسم!
اما...هنوز نفهمیده ام؛
به تو که نرسم...
"کار" و "زندگی"ام...لنگـــ میماند....
یا صاحب الزمان ادرکنی
«انطاکيه» يکي از قديمي ترين شهرهاي شام بود که به گفته برخي، در سيصد سال قبل از مسيح عليه السلام بنا گرديد. [1] .
«انطاکيه» براي مسيحيان مانند «مدينه» براي مسلمانان است، آنجا پس از «بيت المقدس» به عنوان دوّمين شهر مذهبي مسيحيان به حساب ميآيد؛ چرا که حضرت مسيح دعوت خود را از بيت المقدس آغاز نمود . به همين جهت در قرآن مجيد از اين شهر، بخصوص سخن به ميان آمده است.بقیه در ادامه مطلب
خطبه قیام
حضرت مهدي عليه السلام پس از ظهور و قبل از قيام خطبه اي ايراد خواهد کرد. امام باقرعليه السلام در اين باره ميفرمايد:
قائم در آن هنگام ظهور در مکه است. پشت به بيت اللّه الحرام تکيه داده چنين ندا کند:
اي مردم! ما از خدا ياري مي طلبيم و از مردمي که دعوت ما را اجابت کنند، ما اهل بيت پيامبرتان محمد هستيم و سزاوارترين مردم به خدا و به محمد صلي الله عليه وآله، هر که در مورد آدم با من محاجّه کند، بايد بداند که من نزديکترين کس به آدمم. هر که درباره نوح با من به گفت وگو بر خيزد، بداند که من سزاوارترين کسي به نوحم. هر که در زمينه ابراهيم با من الاحتجاج کند، بداند که شايسته ترين مردمان به ابراهيمم.
ادامه در بقیه مطلب
سلام مهربانم
قلب پاره پاره ام بهانه می گیرد
جوابش با خودت
من دیگر نمی توانم پاسخگوی بیچارگی اش باشم
حواله ام نکن به این در و آن در
جز تو دری نیست
جز تو گشایشی نیست
ای به فدای دل تنهای تو
"چقدر کم هستم"
چقدر برای "فدای تو شدن" کم هستم
مرا ببخش
که حتی لایق به فدای تو شدن هم نیستم...
اللهم عجل لولیک الفرج
تو را غایب نامیدهاند، چون ظاهر نیستی،نه اینكه حاضر نباشی.
غیبت به معنای حاضرنبودن، تهمت ناروایی بیش نیست،
و آنان كه بر این پندارند، فرق میان ظهور و حضوررا نمیدانند.
انتظار به معنای تمنای ظهور است، نه حضور،
که تو همیشه حاضری؛
دلشدگانت كه هر صبح و شام تو را میخوانند،
ظهورت را از خدا میطلبند ...
که وقتی ظهور نمایی، همه انگشت حیرت به دندان میگزند
و با تعجب میگویند كه تو را پیش از این هم دیدهاند؛
و راست میگویند، چرا كه تو
همیشه همراه مایی،
در میان مایی،
با مایی،
زیرا تو، امام زمان مایی...
جمعه های انتظار یکی یکی از راه میرسند
و...
چقدر نیامد ....
آنکه قرار بود بیاید ....
اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم